www.35salkatab.blogsky.com فروش بیش از 500 جلد کتاب شخصی کمیاب برای اطلاعات بیشتر به این ادرس مراجعه کنید
نگارش در تاریخ شنبه 7 خرداد‌ماه سال 1390 توسط meraj marjani

با سلام خدمت دوستان عزیز طبق نظر سنجی که به عمل آمد تمدن ایران بیشترین امار را بدست اورد به همین مناسبت مطلب اول را از ایران برای شما در نظر گرفته ام و در نوبت بعد به ترتیب اراء مطالب ارسال می شود ... 

در ضمن نظر فراموش نشود... 

 

 

 

By:  oshin D Zakarian


سرزمین جاوید_۱ 

 از سه سال اول سلطنت داریوش علاوه بر نوشته های مورخین قدیم ، اطلاعاتی موجود است که متکی به اسناد غیر قابل تردید است و ان اسناد را خود داریوش به شکل کتیبه ، برای ما به یادگار گذارده است و بعضی از ان کتیبه ها در ایران بدست امده یا موجود است و بعضی دیگر در خارج از ایران و به خصوص در بابل کشف شده است .

کشور ایران وسیع بود ، یک قسمت کشور کنار دریای مدیترانه قرار داشت و طرف دیگرش در مرز هند  و در ان کشور پهناور تغییر دادن الفبا یک کار آسان محسوب نمی شد و داریوش هم پیوسته در مرکز کشور نبود که بتواند خود بر همه جا نظارت کند .

 

 

 

 

مثلا در همان سال 514 قبل از میلاد که داریوش تعلیمات اجباری را اعلام کرد ، مجبور شد که به سوریه برود زیرا حملات پی در پی نیروی دریایی " کارتاژ" بازرگانی ایران را در دریای مدیترانه فلج کرده بود .

کوروش و بعد از او کمبوجیه کوشیدند که ایران را در دریای مدیترانه قدرتمند کنند ، ولی " کارتاژ " نمی گذاشت که کشتی های ایرانی به آزادی در ان دریا از یک بندر به بندر دیگر بروند و داریوش در بحبوحه ساختمان ایران در فارس و تعلیمات عمومی ،  "اتوسه" را جانشین خود کرد و به سوی سوریه به راه افتاد تا این که اگر نتواند به وسیله نیروی دریایی " کارتاژ " را بر سر جای خود بنشاند ، به وسیله نیروی زمینی ان حکومت را از پای در آورد .

داریوش در جنگهای افریقایی تجربه داشت و از وضع کشورهای انجا مستحضر بود و می دانست که " کارتاژ " در مغرب لیبی قرار گرفته است . یک ارتش ایران در دوره کمبوجیه توانسته بود ارتش فرعون را در لیبی شکست دهد و فرعون را از پای در آورد و داریوش می اندیشید که اگر قشون او از همان راه برود و خود را به مغرب لیبی برساند ، خواهد توانست " کارتاژ " را ویران کند .

هنگامی که بین روم و کارتاژ خصومت و جود داشت و کارتاژیها تجارت روم را در دریای مدیترانه فلج کردند ، یک نماینده مجلس سنای روم هر روز که نطقی ایراد می کرد در پایان نطق می گفت " دیگر این که  کارتاژ باید ویران شود " دویست سال قبل از دوره زندگی ان سناتور رومی داریوش به فکر افتاده بود که کارتاژ را ویران کند .

 

  

داریوش بزرگ

 

در شهر " صور " داریوش از گزارش دریا سالار هیست راجع به ساختن کشتی ها مستحضر شد و از ساز و برگ انها اطلاع حاصل کرد و دریا سالار ایرانی گفت که وی خواهد توانست تا شش ماه دیگر با یک نیروی دریایی قوی کارتاژ را مورد تهاجم قرار دهد .

داریوش گفت شش ماه مدت طولانی است و باید زودتر کارتاژ را سرکوب کرد .

قبل از اینکه داریوش عزم کند که از راه خشکی به کارتاژ قشون بکشد یکی از سرداران ششگانه را که با او هفت نفر شدند و گوماته بت پرست را از پای در اوردند ، به اسم " آریاندس " فرمانفرمای مصر و به قول یونانیها  " ساتراب " مصر کرد و بعد از اینکه دانست نمی تواند به زودی از راه دریا به کارتاژ حمله کند به آریاندس اطلاع داد که قشون بسیج نماید و به او گفت که یک سپاه از مردان  " کوش " بسیج نماید .

داریوش در زمان کمبوجیه در مصر بسر برده بود و می دانست که سیاه پوستان سرزمین کوش واقع در جنوب مصر ، دلیر هستند و قبل از ورود کمبوجیه به مصر ، سیاه پوستان مزبور چند بار برای فرعون های مصر تولید زحمت کردند ، زیرا از جنوب به راه افتادند و شهرهای مصر وسطی و مصر شمالی را مورد حمله قرار دادند و هر کس را دیدند کشتند و هر چه توانستند بردند .

بعد از اینکه خط تصویری مصر باستان ، خوانده شد و راه استفاده از اسناد تاریخی مصر بازگردید ، دانشمندان مصر شناس در اسناد تاریخی مصری ها بارها به نام " طاعون سیاه " برخورد کردند و تصور نمودند که منظور از نویسندگان مصری از طاعون سیاه همان مرض معروف طاعون است ، تا اینکه دریافتند طاعون سیاه اصطلاعی است برای نمایاندن تهاجم سیاه پوستان جنوب مصر .

هردوت می گوید که آریاندس فرمانده مصر ، برای اطاعت از دستور داریوش سیصد کشتی به جنوب مصر فرستاد تا اینکه سیاه پوستان را اجیر کنند و انها را به شمال مصر بیاورند .

آریاندس به افسران مصری که زبان مردم کوش را می دانستند و باید با کشتی به جنوب مصر بروند گفت همین که یک عده سرباز اجیر گردید انها را با کشتی به شمال بفرستید و معطل نشوید که تمام سربازان مورد لزوم را اجیر کنید و بعد انها را به راه بیاندازید .

در حالی که افسران مصری در جنوب ان کشور سیاه پوستان را برای سربازی اجیر می کردند ، آریاندس در شمال مصر برای انها سلاح فراهم می کرد و سلاحی را که وی برای سیاه پوستان فراهم می کرد عبارت بود از تیر و کمان و نیزه و زوبین . ان می دانست که سیاه پوستان در به کار بردن ان سه نوع سلاح مهارت دارند و تیری که از کمان انها رها شود کشنده است و می توانند زوبین را طوری پرتاب نمایند که به هدف اصابت کند . به هر نسبت که سیاه پوستان از جنوب مصر به شمال می رسیدند آریاندس به وسیله افسران مصری که زبان سیاه پوستان را می دانستند انها را تحت تعلیم قرار داده و تعلیم سیاه پوستان فقط این بود که عادت کنند در واحدهای نظامی جای بگیرند وگرنه انها احتیاج به تعلیم جنگی نداشتند .

در تمام اعصار به دو منظور سرباز تعلیم جنگی داده می شد و می شود : اول اینکه بتواند به خوبی از سلاح خود استفاده نماید و دوم اینکه بتواند خستگی میدان جنگ را تحمل کند .

سربازان سیاه پوست که از طرف آریاندس اجیر می شدند ، به کار بردن تیر وکمان و زوبین را از طفولیت فرا می گرفتند و بعد از بزرگ شدن با نیزه می جنگیدند و طوری در بکار بردن ان اسلحه مهارت داشتند که سربازان عادی نمی توانستند آن سلاح ها را به کار ببرند مگر بعد از سالها تمرین کردن .

قوه تحمل خستگی انها به حدی زیاد بود که خستگی میدان جنگ در نظرشان بی اهمیت جلوه می کرد ، چون از طفولیت ، در جنگل ها برای شکار تلاش می نمودند و کف پاهای انها چون سم اسب سخت شده بود و نمی توانستند کفش بپوشند و در میدان جنگ هم با پای برهنه می جنگیدند .  

( قسمت اول) ادامه دارد ...


Write by : meraj marjani  "برگرفته از کتاب سرزمین جاوید جلد دوم نوشته گیرشمن" 

 

لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید

قلمرو سلطنت داریوش 


"لینک‌های مرتبط با این موضوع را ملاحظه کنید "


سرزمین جاوید_۲

اشتراک و ارسال مطلب به:

قالب وب