www.35salkatab.blogsky.com فروش بیش از 500 جلد کتاب شخصی کمیاب برای اطلاعات بیشتر به این ادرس مراجعه کنید
نگارش در تاریخ یکشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1390 توسط meraj marjani

با سلام به تمامی‌ دوستان و همراهان ، امروز قسمت سوم ( آخر ) از سفرهای اکتشافی کاپیتان کوک را برای شما میگذارم ، کاپیتان کوک یکی‌ از بزرگترین مکتشفین بریتانیا‌ای است که تا مرز قاره جنوبگان پیشروی کرد و نام خود را در تاریخ مکتشفین به یادگار نهاد ، دوستان عزیز اگر مطلبی یا مقاله‌ای در مورد باستانشناسی و یا جغرافیا دارند میتوانند به ایمیل من ارسال کنند تا با نام خودشان در وب قرار دهم . در ضمن تمامی‌ نظرات در وب پاسخ داده میشود . 

 

marjani.meraj@gmail.com

 

 

 

 

 

 

 

 اکتشافات جغرافیایی-۳ 

 

 

در دوازدھم ژوئیه ١٧٧۶ کوک برای بار سوم راھی دریا شد . این بار یکی از ملوانان کارکشته بندرگاه ویتنی کوک را ھمراھی می کرد و علاوه برای کشتی رزولوشن کشتی ٢٩۵ تنی دیسکاوری ( کشف ) نیز به فرماندھی چارلز کلرک به کاروان پیوست . وی که ستوان یکم نیروی دریایی بود در اکتشافات پیشین شرکت داشت و از تجربه کافی برخوردار بود . در میان خدمه کشتی دیسکاوری جوان ١٩ ساله ای وجود داشت که " جورج ونکوور نام داشت . ناوگان کوک نخست بسوی سرزمینھای باختری آمریکای شمالی ، رھسپار گردید . با وجودی که آن سال انگلستان و کشورھای متحده آمریکا با ھم در جنگ بودند ، نیروی آمریکا به دلیل اھمیت علمی اکتشافات جغرافیایی مزاحمتی برای ناوگان کوک فراھم نیاورد و آنان را در عملیات و تحقیقات علمی آزاد گذارد . از آنجائیکه که طولانی شدن سفر کشتیھا را به مرور فرسوده ساخته بود ، یک بار در ٢۶ ژانویه ١٧٧٧ در خلیج ادونچر و بار دوم در دوازدھم فوریه در تنگه کوئین شارلوت لنگر انداختند و به تعمیر کشتیھا پرداختند . 

 در پایان آوریل به جزایر فرندلی رسیدند و سه ماه عاری از کار و حادثه را در آن جا پشت سر گذاردند و خود را با مسابقات بوکس و رقص سرگرم کردند و در ١١ اوت در جزیره تاھیتی پا بر خشکی گذاردند . به دستور کوک گله ھای گوسفند و بز و خوک بین بومیان تقسیم گردید و به آنان تربیت اسب و سوارکاری آموزش داده شد و علیرغم میل خود در مراسم قربانی یکی از مردان بومی شرکت کرد .  

 

 

 

در یکی از دیدارھای کوک از جزیره تائیتی ، از وی دعوت می شود تا در مراسم قربانی یکی از مردان جزیره شرکت کند . این نقاشی که به وسیله جان ویبر تھیه شده ، کوک را که در گوشه ای ایستاده نشان می دھد . در جلوی او دو پسر بچه خوکی را پوست کنده و روی آتشکباب می کنند . در گوشه دیگر دو نفر دیگر به طبلھای بلندی که در جلویشان قرار دارد می کوبند و در برابر کاھنانی که به زمین نشسته اند ، مرد قربانی در حالی که به چوبه مرگ بسته شده ، دیده می شود . در وسط گورکن ھا مشغول کندن قبر ھستند و در پشت آنھا جمجمه انسانھایی که قبلا قربانی شده اند به چشم می خورد . کوک ھر جا که می رفت از او دعوت می شد در مراسم محلی شرکت جوید . شرح بسیاری از این مراسمھا در سفرنامه وی دیده می شود و برخی از آنان به وسیله ھنرمندان نقاشی شده در این تابلو مراسم رقص بومیان را نشان می دھد . گروه اکتشافی پس از ۵ ھفته که طی انھا کشتیھا تعمیر شدند به راه افتاد . 

 در سپیده دم ھجدھم ژانویه دو جزیره نسبتا بزرگ در افق نمایان شد که تا ان زمان پای ھیچ اروپائی به آن نرسیده بود . کوک جزایر مزبور را " سندویچ " نامید که بعدھا به مجمع الجزایر " ھاوایی " شھرت پیدا کرد . نخست در یکی از جزایر مزبور که " کئوآی " نام داشت به شناسایی پرداختند و از شباھت بومیان آن با تاھیتیان و ھمانندی زبان آنان سخت در شگفت شدند و راز ارتباط آنان از میان پھنایی این چنین عظیم ،معمایی پیشرویشان مطرح کرد که تا به امروز ھمچنان حل نشده باقی مانده است .  

کوک و یارانش روز بعد در محل مناسبی لنگر انداختند و با صدھا بومی که در مقابلشان پیشانی بر خاک نھاده بودند ، روبه رو شدند و ھمانند خدا مورد پرستش قرار گرفتند . بومیان جزیره مردمی مھربان ، فعال ، کاردان ، شناگر و دریانورد بودند و تمام میوه ھای منطقه پلی نزی را می شناختند و از سبزیجات به خوبی استفاده می کردند و خوک و ماکیان پرورش می دادند . خانه آنان با مصالح مقاوم ساخته شده بود و از حصیر به عنوان کفپوش استفاده می کردند . بومیان ھاوایی رویھمرفته زیبا بودند و خود را با خالکوبی می آراستند و از شکم به بالا برھنه بودند . زنانشان زیبا بودند و در مقایسه با زنان تاھیتی نسبت به بیگانگان محجوب تر و متواضع تر بودند . مرد و زن حلقه ھایی از گل و یا پر پرندگان به دور گردن و گیسوان خود می آویختند و از صدفھای دریایی ، دستبند و گردنبندھای زیبا می ساختند و در فن قایقرانی و دریا نوردی از مھارت کافی برخوردار بودند . سلاح آنان نیزه و خنجر و فلاخن تشکیل می داد و از فراز سکوئی سنگی به نیایش خدا می ایستادند . بعد از سفرھای متعدد دیگری به پیشنھاد و توافق ھمگان دوباره به جزایر ھاوایی بازگشتند . کوک و گروھی از یارانشقدم بر خاک ھاوایی نھادند . برای چند ھفته ھمه چیز به خوبی و خوشی گذشت ، اما اوضاع به تدریج عوض می شد و کوک را به فکر فرو می برد . ناچار در ۴ فوریه جزیره را ترک کردند و یک ھفته بعد دوباره به ھاوایی برگشتند تا دکل کشتی فرماندھی را که بر اثر طوفان آسیب دیده بود ، تعمیر کنند . این بار با خوش آمد نه چندان گرم سلطان و بومیان روبه رو شدند . ھمان طوری که کوک پیش بینی کرده بود ، روابط به دلایل نامعلومی روز به روز تیره تر می شد و رو به سردی می گرایید . ... 

 

 

 

 

 در سیزدھم فوریه به کشتی دستبرد زده شد و بامداد روز بعد کوک به ھمراه ده تن ملوان به ساحل رفت و در حال عصبانیت به قدم زدن و مشورت پرداخت ، بر آن شده که سلطان را گروگان گرفته و به کشتی ببرند سلطان در آغاز اعتراضی نکرد ولی یارانش رای او را زدند و به مقاومت در برابر کوک تشویقش نمودند . در این موقع گروه کثیری از بومیان حمله کنان به لنگر گاه نزدیک شدند ، نخست زدو خورد مختصری در گرفت و کدخدای جزیره بر اثر تیراندازی کشته شد ، بومیان خشمگین شروع به پرتاب سنگ کردند ، یاران کوک دست به اسلحه بردند و با سرنیزه به آنان حمله کردند . جنگ شدت گرفت و ناویان به دستور کوک به سوی بومیان آتش گشودند و عده ای از آنان راکشتند ، بومیان ھجوم آوردند و چھار تن از ناویان کوک را به قتل رساندند و عده ای را زخمی کردند ، توپخانه کشتی با مشاھده این وضعیت شروع به غریدن کرد و بومیان را به طور موقت عقب راند . کوک به قصد آتش بس رو به کشتیھا ، پشت به بومیان کرد ، ناگھان تعادل خود را از دست داد و به زمین در غلطید . یکی از بومیان از موقعیت استفاده کرد و با چماق ضربه ای به گردن کوک وارد کرد و به دنبال ان بومیان با خنجر و نیزه به او حمله ور شدند . ملوانانی که جان سالم به در برده بودند به قایقھا پناه بردند و کوک که تنھا مانده بود به دھکده بومیان برده شد . چند روز بعد چارلز کلرک که در غیاب کوک فرماندھی را بر عھده گرفته بود خبر ناخوشایندی را دریافت داشت و معلوم شد که "کوک " به سرنوشت " ماژلان " دچار شده است . کلرک برای بازگشت به انگلستان نومیدانه در دریا به این سو آن سو می رفت و تلاش می کرد تا شاید گذرگاه شمال باختری را پیدا کند ، سرگردانی ملوانان را به شدت تحت شرایط روحی بد قرار داده بود ، ناگزیر دو تن از یاران کوک به نامھای گور و جیمز کینگ به این وضع پایان دادند و ھدایت کشتیھا را بر عھده گرفتند و سرانجام در ۴ اوت ١٧٨٠ در حالی که ھفت از ناویان به وسیله بیماری ، سه نفر بر اثر تصادم و ۵ نفر از جمله کوک در پی زد و خورد با بومیان ھاوایی کشته شدند به انگلستان بازگشتند . 

 

"پایان"

 

Write by : Meraj Marjani  " برگرفته از کتاب اکتشافات جغرافیایی (پویش های گیتاشناسی)  نوشته:جان گیلبرت" 

 

لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید



"لینکهای مرتبط با این موضوع را ملاحظه کنید"



اکتشافات جغرافیایی  ( اقیانوس آرام )_۱


اکتشافات جغرافیایی  ( اقیانوس آرام )_۲





 

اشتراک و ارسال مطلب به:

قالب وب