www.35salkatab.blogsky.com فروش بیش از 500 جلد کتاب شخصی کمیاب برای اطلاعات بیشتر به این ادرس مراجعه کنید
نگارش در تاریخ شنبه 2 مهر‌ماه سال 1390 توسط meraj marjani

با سلام به تمامی‌ دوستان و همراهان ، امروز در مورد جانشین داریوش بزرگ ، یعنی‌ خشایارشا ، صحبت می‌کنیم ، لشکرکشی خشایارشا به یونان یکی‌ از موضوعات مهم در تاریخ و باستانشناسی بود ه که هنوز هم موضوع بسیاری از تحقیقات در مورد تاریخ ایران را تشکیل میدهد ، دوستانی که علاقمند به ارسال مطلب ، گردآوری و یا نوشتن مقالات تاریخی‌ و باستانشناسی هستند میتوانند با من در این مورد مکاتبه کنند . علاقمندانی که مایلند در قسمت متفرقه وب نیز مطالبی ارسال کنند نیز میتواند با من در ارتباط باشند.

 

  

معراج مرجانی

 

 

  

 

داریوش به همراه پسرش خشایارشا

خشایارشا 

 

مردی که ارباب بیش تر جهان شناخته شده آن روز بود ، در شوش دوردست ، بدون آگاهی یونانیان که پیروزی خود بر داتیس و آرتافرن را جشن گرفته بودند ، در حال طرح ریزی نقشه های تازه ای علیه آنان بود هردوت می نویسد :

" وقتی که خبر نبرد " ماراتون " ( که ایرانیان از یونانیها شکست خوردند ) به داریوش ... شاهنشاه ایران رسید ، خشم او که به واسطه یورش ایونی ها به سارد بسیار شدید بود دو چندان شد و عزم و اراده اش را در لشکرکشی به یونان راسخ ساخت . پس بی درنگ مامورانی به همه نقاط قلمرو خود فرستاد و دستور داد این بار بیشتر از دفعات پیش لشکریان ، تجهیزات دریایی ، اسب ، وسایل باربری و همچنین ساز و برگ فراهم آوردند . بدین ترتیب فرمان شاهی تا اکناف امپراطوری رسید و یونان هدف لشکرکشی اعلام شد . زبده ترین نفرات برای خدمات جنگی احضار شدند و تدارکات گوناگون رفته رفته تکمیل شد و سراسر قاره آسیا سه سال تمام در تب و تاب جنگ به سر برد . "

اما مقدور نبود که داریوش بتواند انتقام خود را از آتن و ارتریا بازستاند و امپراطوری خود را تا مناطق وحشی ناشناخته اروپا گسترش دهد . او در سال 486 ق.م پس از 36 سال سلطنت بسیار پر بار در گذشت . خوشبختانه از نظر سرنوشت امپراطوری ، داریوش قبلا جانشین خود را تعیین کرده بود . او از همسر اول خود که دختر یکی از همدستانش علیه " گئومات " یا بردیای دروغین بود ، سه پسر داشت ، و از همسر دومش " آتوسا " ، دختر کوروش بزرگ که از همان زمان تبدیل به افسانه شده بود نیز دارای چهار پسر بود . از میان این دو همسر ، اتوسا نفوذ بسیار بیشتری بر شاه و دربار او داشت ، از این رو بزرگ ترین پسر وی خشایارشا به عنوان وارث تخت و تاج تعیین شد .

در یکی از لوحه هایی که در " تخت جمشید " کشف شده است نوشته شده : " داریوش را پسران دیگری بود ، اما چنان که میل اهورامزدا بود ، داریوش که پدر من بود ، پس از خویشتن مرا بزرگ ترین کرد . وقتی که پدرم از تخت رفت ( مرد ) به خواست اهورامزدا من به جای پدرم شاه شدم."

خشایارشا در آغاز علاقه چندانی به ادامه نقشه های اروپایی پدرش نشان نمی داد ، اما برخی از مشاوران شاه شروع به تاثیرگذاری بر او کردند . مثلا شوهر خواهرش مردونیه عقیده داشت که " اتنیان " نباید بی کیفر بماند و می افزود که اروپا سرزمین زیبا و دلپذیر و پربرکتی است که برای بهره برداری ایرانیان آماده است . سرانجام شاه نیز به شور آمد و به پیروانش گفت :" راهی را یافته ام که نه تنها مایه سربلندی و افتخار ایران خواهد شد بلکه سرزمین های پهناور و بسیار ثروتمند و در واقع غنی تر از وطن ما بر قلمرو این دولت افزوده خواهد شد . من با این اقدام خویش علاوه بر خشنودی خاطر ، انتقام خواهم جست . من بر داردانل پل خواهم بست و از راه اروپا تا یونان لشکر خواهم کشید و اتن را به مناسبت گستاخی که نسبت به پدرم ،و خود ما به خرج داه است گوشمالی خواهم داد . حدود امپراطوری ایران تا به جایی گسترش خواهد یافت که گنبد نیلگون حد نهایی ان خواهد بود . با دستیاری شما ، من سراسر اروپا را زیر پا خواهم گذاشت و ان قاره را به سرزمین یگانه ای مبدل خواهم ساخت تا هیچ گاه آفتاب در قلمره ما غروب نکند . " 

 

 

  

 

کتیبه سه زبانه خشایارشا در ترکیه

 این کتیبه ۲۷ سطر و ۳ ستون دارد و از چپ به راست، به سه زبان پارسی باستان، بابلی و عیلامی نوشته شده‌است.  

 

بدین سان خشایارشا سرانجام بر ان شد که برنامه نظامی پدرش تکمیل کند و یک ارتش بزرگ زمینی و دریایی علیه یونان تدارک ببیند . چنان که رویدادهای آینده نشان داد ، تلاش بزرگ و توان فرسای او عمیقا بر آینده اروپا و ایران تاثیر گذاشت . گرچه این تاثیر آن نبود که شاه بزرگ می خواست .

با وجود رویا های بزرگ خشایارشا درباره فتح اروپا ، مشکلاتی در شاهنشاهی ایران پیش آمد که او را ناچار کرد برنامه لشکرکشی به یونان را تا چند سال به تعویق اندازد . کمی پیش از مرگ داریوش ، مصر عَلَم طغیان برافراشته بود و آنچه نخست برای شاه الویت داشت بازگرداندن مجدد این منطقه ارزشمند به شاهنشاهی بود . خشایارشاه این برنامه را در سال 484 ق. م به انجام رسانید . او برای انکه نشان دهد که شاهنشاه ایران هیچ گاه چنین شورش هایی را تحمل نخواهد کرد ، بسیار از زمینهای متعلق به معابد محلی را مصادره و مقررات و کیفرهای سختی برای شورشیان و مردم محلی تعیین کرد . همچنین برادر خود " هخامنش " را که احساس می کرد می تواند به او اعتماد کند به سِمت " ساتراپ " جدید مصر گمارد .

چندی از این واقعه نگذشته بود که اقتدار دولت مرکزی دوباره به چالش فراخوانده شد و این بار بابل سر به شورش نهاد . در سال 483 ق.م شاه بزرگ در اکباتان بود که به او خبر رسید " زوپریاس " ساتراپ او در بابل را کشته اند  و مردی به نام " شاماشریبا " خود را "پادشاه بابل " اعلام کرده است . با این حال عمر این شورش بسیار کوتاه بود . خشایارشا شایسته ترین سردار خود " مکابیز " را اعزام کرد ، به سرعت شهر بابل را دوباره تسخیر و پیرو دستورات شاه مجازات های سختی را بر ان تحمیل کرد . استحکامات باشکوه بیرونی بابل تخریب شدند  ، معابد و تندیس های خدایان محلی نابود گشتند و املاک شهروندان ثروتمند مصادره شد و در اختیار ایرانیان ساکن بابل قرار گرفت .

واکنش خشایارشا در مقابل این دو شورش ، نشان داد که او فرمانده نظامی سهمگینی است ، هیچ گونه سرکشی را تحمل نمی کند و به هر تجاوزی به سرعت پاسخ می دهد . صفت برجسته دیگر او مانند پدرش شکیبایی و پشتکار در مورد تهیه مقدمات جنگ بود ، تدارکات نظامی در دست تهیه برای یورش به یونان شاهد این صفت محسوب می شد . پیش از رسیدن نیروهای ارتش ، مهندسان و کارگران به ساختن پل شناور عظیمی بر روی هلسپونت (داردانل ) پرداختند تا عبور ارتش ایران به اروپا را تسهیل کنند . بنا به گزارش هردوت :

 

  

 

 تنگه داردانل

 

"شیوه این کار چنین ...بود : کشتی های بادبانی و پارویی را به منزله پایه محکم به هم بستند - 360 کشتی در سمت دریای سیاه و 314 کشتی در طرف دیگر قرار دارند . سر کشتی ها در جهت جریان اب بود تا با تعدیل فشاری که بر کابل ها وارد می شد پل ها از دو طرف نگهداری شوند . ، برای این منظور به خصوص لنگرهای سنگین را در دو جهت بالا و پایین جریان اب انداختند . لنگرهای شرقی برای حفاظت پل در قبال بادهایی که از سمت دریای سیاه می وزید و باقی در سمت دیگر و دریای اژه ، به منظور نگاهداری در مقابل بادهای غرب و جنوب بود ... همین که کشتی ها را پر بر جا کردند کابل ها را با دستگیره های چوبی به دو ساحل بستند . جنس و ضخامت این کابل ها یکسان بود ولی رشته الیاف از ریسمان های محکم تر پاپیروس بود . سپس الوارهایی به عرض و طول پل شناور بریده از یک سو به سویی دیگر با طناب سخت بسته به قسمت بالایی بند و بست کردند . آن گاه خاک و خاشاک برای همواری بر کف آن ریخته و با افزودن لایه خاک آن را سفت و محکم کوبیدند . سرانجام در هر پهلوی پل نرده نسبتا بلندی تعبیه شد تا چارپایان در حین عبور از منظره آب نهراسند ."

دو سال پیش از ساختن پل طرحی ابتکاری و استادانه آغاز شده بود . خشایارشا برای نشان دادن دوراندیشی خود دستور داد کانالی از شبه جزیره " آتوس " واقع در شمال دریای اژه حفر شود تا امکان دیگری برای عبور سریع تر ناوگانی از جنوب کوه آتوس باشد . افزون بر این ، قصد شاه از این کار این بود که این راه آبی راه تجارت در ساتراپی یونان خویش را تسهیل کند . هردوت می نویسد : " به این نتیجه می رسم که خشایارشاه از پرداختن به ان اقدام هدف خودنمایی داشته و می خواسته است حدود قدرت خویش را نشان دهد ... زیرا هیچ مانعی وجود نداشت که کشتی ها را از طریق خشکی به طرف دیگر حمل کنند ولی با وجود این دستور کندن و پرداختن کانال را داد ، چرا که در این جا عرض دریا برای عبور دو کشتی کافی نبود . "  

 ... ادامه دارد ( قسمت اول ) 

 

Write By : Meraj Marjani
"The Persian Empire
Author : Nardo , Dan"
ترجمه مرتضی ثاقب پور

 

 

برداشت مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد. 

لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید



"لینک‌های مرتبط با این موضوع را ملاحظه کنید "



خشایارشا -۲



اشتراک و ارسال مطلب به:

قالب وب