www.35salkatab.blogsky.com فروش بیش از 500 جلد کتاب شخصی کمیاب برای اطلاعات بیشتر به این ادرس مراجعه کنید
نگارش در تاریخ چهارشنبه 21 فروردین‌ماه سال 1392 توسط meraj marjani


شاهان و رعایا , مقاله ایست بسیار جالب و موثردر مورد زندگی اجتماعی طبقه اشراف و مردم  در دوره باستانی ایران . اگر چه اطلاعات و منابع اندکی از ان دوره موجود است ولی در این مقاله به خوبی به زندگی این طبقات اشاره شده است . این مقاله نگاهیست کاملا باستانشناسی به دوره عظمت و شکوه دوران باستان ایران .  

  معراج مرجانی    

marjani.meraj@gmail.com 

www.medjai.blogsky.com 

  

 

شاهان ، رعایا  و بردگان  : زندگی‌ در ایران آن روز 

  در زمان داریوش یکم امپراتوری ایران به اوج عظمت سیاسی و نظامی خود رسید که ویژگی‌ های آن با تغیراتی‌ اندک تا زمان سقوط آن در قرن چهارم ق .م ادامه داشت . آداب و روسوم و آیین ها اجتماعی و دینی آن نیز اساسا طی نسل های پیاپی بی‌ تغییر ماند ، به طوری که می‌توان زندگی‌ روزانه در زمان او را نماینده و الگوی فرهنگ کلی‌ ایران محسوب کرد . دانشمندان جدید پیوسته با عناصر این فرهنگ که عمدتا ایرانی‌ ولی‌ آمیخته با فرهنگ های آشوری  ،   لیدیایی ، مادی ، بابلی و غیر بوده  است روبرو  بوده  ا‌ند . شاهنشاهی ایران بیش از هر چیز مرکب بود از سرزمین ها و اقوام گوناگون که هر یک آزادانه زبان ، آداب و رسوم و مذاهب ویژه خود را داشتند . گر چه شاهان ایران تقریبا تنها نجیب زادگان ایرانی    را در مقامات ارشد ساتراپی ها   و ارتش می گماردند و  از  طریق  این   افراد اداره امپراتوری را در اختیار داشتند ، ولی‌ به طور کلی‌ به بزرگان غیر ایرانی‌ محلی ایالات نیز اجازه داده میشد که مقامها و شیوه زندگی‌ خود را داشته باشند . بدین قرار در واقع دو ایران وجود داشت : یکی‌ امپراتوری عظیم که عمدتا مرکب از فرهنگ های غیر ایرانی‌ بود و دیگری قلب امپراتوری که پارس بود و منطقه  ای کوچکتر در غرب ایران محسوب می‌ شد . در  زمان داریوش و جانشین او ، این قالب فقط   شامل فارس با کاخ های بزرگ پاسارگاد و تخت جمشید نمی‌شد بلکه ارتفاعات اطراف اکباتان و جلگه  های حاصلخیز پیرامون شوش رانیز در بر میگرفت . مدارک باستانشناختی از این ناحیه مرکزی حاکی‌ از وجود جامعه ای است که در   آن فرهنگ  های متفاوت آغازین بین النهرین و اقوام ایرانی‌ با هم جوش خورده بود . از همین روست که ایرانیان ، نظیر رومیان    ، به اسانی‌ اندیشه ها و آداب و روسوم دیگران را اخذ می کردند . 

 برای مطالعه بیشتر به قسمت ادامه مطلب مراجعه کنید ...

 

هرودوت می‌  نویسد    : “ هیچ    نژادی به اندازه ایرانیان آمادگی پذیرش شیوه های بیگانه را  ندارد . مثلا آنها لباس مادها را می‌ پوشند  چون  فکر میکنند که از  جامعه خودشان   زیباتر است و سربازانشان زره بی‌ آستین مصریان را بر  تن می‌ کنند .”نمونه  های دیگری    از   پرورش اسب در ارتفاعات  ایران و پرورش گوسفند که خاص ایرانیان چادر  نشین اولیه بود است وجود دارد . در سرزمین های پست ایران زمین را به شیوه بابلیان   قدیم شخم می زدند و   ایرانیان افکار  نظامی وسیاسی   آشوریان را   پذیرفته بودند .

متاسفانه منابع  کافی‌ درباره قلب پارس برای روشن کردن وضع جامعه  ایران وجود ندارد . اکثر گزارش های باقی‌ مانده ایرانی‌ اطلاعات اندکی‌ درباره فعالیت های فرهنگی‌ و زندگی‌ روزمره در  اختیار ما می گذارند ، اطلاعات موجود   نیز بیش تر درباره اعضای خاندان سلطنت  ، اعضای دربار و طبقات بالای جامعه است . منابع یونانی نظیر هرودوت و گزنفون  اطلاعات بیش تری به ما می‌ دهند ولی‌ آنها نیز مانند دیگر مورخان  باستانی به شرح کردار و  آیین های مردم مرفه و  قدرتمند میپردازند و  کمتر زندگی‌  مردم عادی را  توصیف می‌ کنند .

چنان که آلسندرو  بائوسانی می‌ نویسد :

وقتی‌ به تاریخ باستانی آسیا می نگریم …همیشه  اصطلاحاتی  نظیر “ قوم پارس “ماد ها “ یا  “بابلیان   “ به ذهن می‌ آید که در واقع اصطلاحاتی   قرار دادی برای توصیف چند هزار نفری هستند که طبقه حاکم  دولت های مشهور به پارس ، ماد ، بابل  و غیره را تشکیل می‌ داده ا‌ند . ما فقط با مذهب ، زبان  ، هنر ، فلسفه و آرمان  های همین چند هزار تن آشنا  هستیم.

به  راستی  در مورد زندگی‌ مردم عادی که جمعیت ایران را تشکیل می‌ دادند اطلاعات بسیار اندکی‌ در دست است و برای مثال  معلوم   نیست که آیا مردم نیز همان خدا یا خدایانی را می‌ پرستیدند که مورد پرستش شاهان بود یا نه ، یا زندگی‌ زنان عادی و رفتار با آن ها شبیه به همان رفتاری بود که با زنان ثروتمند و بزرگ زاده  انجام می‌  گرفت یا تفاوت می‌ کرد .

نردبان اجتماعی

از آن جا که اطلاعات درباره زندگی‌ ثروتمندان و معاریف  ایران کامل تر و موثق تر است بجاست که نخست به بررسی زندگی‌ طبقات بالا بپردازیم و با شاه و دربار او آغاز کنیم . داریوش و به قول یونانیان سایر  „ شاهان بزرگ  „ پادشاهانی    با قدرت مطلقه بودند که سرچشمه قانون ، شرف و احترام محسوب می‌ شدند . یگانه محدودیت برای قدرت شاه این بود که از او انتظار می‌ رفت آیین ها و آداب و رسوم  ایرانیان را رعایت  کند و پیش از تصمیم گیری های خطیر با بزرگان ایران به مشورت بپردازد . پس شگفت نیست اگر این مشاوران از بیم آن که مبادا موجب آزردگی خاطر شاه شوند به ندرت با نظرات او مخالفت می کردند .

 

 

 

شاه در دربار یا در ملا عام جامعه ای مادی به رنگ ارغوانی ، که در عهد باستان رنگ سنتی سلطنتی بود به تن می‌  کرد و این جامه با تارهای زر به  هم بافته  شده بود . شاه تاج با شکوهی بر  سر می‌ نهاد که اراسته به گوهر های درخشان بود ، همچنین گشواره های بسیار زیبا به گوش می‌ کرد و زنجیر ها و دستبند هایی‌ گرانبها به خویش می‌ آویخت و بر تختی که به زیبایی‌ اراسته  بود می‌ نشست .

تمام  رعایایی   او از جمله بزرگان و نجبای  ارشد وقتی‌ به شاه نزدیک می‌ شدند می‌ بایست در مقابل او به خاک می‌ افتادند که یونانیان به این رسم پروسکنیزیس  می‌ گفتند . توصیف زیر از گزنفون  درباره    کوکبه شاهی هنگام عزیمت کورش شکوه و جلال فراوان پادشاه ایران و دربار او را نشان می‌ دهد :

وقتی‌ دروازه های قصر  کاملا باز شد ، در سر دسته ، چهار گاو نر خاص قربانی پیش می‌ رفتند ...پس از گاوهای  نر ، اسب هایی‌ که نذر آفتاب مهرمی‌ شدند و سپس گردونه سپیدی که مال بند زرین داشت و حلقه های گلی بر آن آویزان بود و خاص زئوساهورا مزدا، و بعد از آن گردونه سفید دیگر که به مهر اختصاص داشت و مانند ارابه  قبلی‌  با گل اراسته  بودند و باز گردونه سوم که اسب های آن یراق های ارغوانی داشتند .در پی ایشان نفراتی  مجمر های بزرگی‌ پر از آتش    بر دست می‌ بردند و بالاخره خود کوروش   در گردونه اختصاصی از دروازه قصر  در آمد .با کلاه شاهی تیارا  بر سر و قبا به رنگ ارغوانی که نوار سفید بر آن دوخته شده بود و مختص شاه بود و نیم شلواری  سرخ پر رنگ  و ردأی ارغوانی و  بر دور تیارا هم سر بند ... همین که شاه ظاهر شد همه جمع به خاک افتادند . شاید بعضی‌ ها دستور این کار  را داشتند و آن رسم پا برجا شد یا آن که   مردم ازشکوه   دستگاه شاه  و دیدن سیمای زیبا و برازنده  او چنان کرده بودند ... پس از آن که  گردونه شاه به حرکت در آمد ، چهار   هزار سوار نیزه دار  از پیش و دو هزار از هر دو  سمت  گردونه راه افتادند . در عقب آنها عصاداران   سلطنتی زوبین در دست  و  سواره  حرکت کردند . سپس دویست راس  اسب  از اصطبل شاهی با دهنه های زرین و یراق های راه راه ، از دنبال نیز دو هزار نیزه دار  و بعد دسته قدیمی‌ ترین سوار ه نظام پارس شامل ده  هزار سوار در ستونی صد نفر ه پهلو به  پهلو ...

 

پایان قسمت اول  ادامه دارد ... 

Write By : Meraj Marjani  

The Persian Empire”

Author: Nardo , Don

Translator:    sagheb   far ,  Morteza

*لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید *



 "لینک‌های مرتبط با این موضوع را ملاحظه کنید " 


شاهان و رعایا -2


شاهان و رعایا -3







اشتراک و ارسال مطلب به:

قالب وب