عجایب باستانشناسی

عجایب باستانشناسی

مدجای کلمه ایست عبری که به سربازان ومحافظان فرعون اطلاق می شده .این وبلاگ برای کمک به ارتقای فرهنگ و تاریخ جهان نگاشته شده است
عجایب باستانشناسی

عجایب باستانشناسی

مدجای کلمه ایست عبری که به سربازان ومحافظان فرعون اطلاق می شده .این وبلاگ برای کمک به ارتقای فرهنگ و تاریخ جهان نگاشته شده است

سرگذشت ایرانیان ( آریاییان )-1

   

از کجا آمده و به کجا میرویم  ؟ شاید برای بسیاری از ایرانیان جالب باشد که دورنمایی از سرگذشت کشور ایران را مورد مطالعه قرار دهند . این بحث شما را با اینگونه بررسیهای مهم در مورد کشور ایران آشنا خواهد کرد . لطفا در قسمت نظرسنجی وب که در مورد وب عجایب باستانشناسی است شرکت کنید . 

معراج مرجانی 

marjani.meraj@gmail.com 

www.medjai.blogsky.com 

 گستره نژاد آریان
آریائیان (در نقشه به صورت منطقهٔ ایرانیان و هندوآریائیان نشان داده شده) در محدودهٔ پراکنش اصلی هندواروپائیان. در این نقشه تمایز زبانی سَتِم (قرمز) و کنتوم (آبی) در میان زبان‌های هندواروپایی نشان داده شده‌است.

 

 سرگذشت ایرانیان ( آریاییان )-1

 

گستره امپراتوری ایران باستان در اوج عظمت خویش بیش تر منطقه ای را که امروز خاور نزدیک یا خاور میانه میگویند شامل می شد و از غرب سواحل دریای مدیترانه و از شرق تا مرزهای هندوستان را در بر می گرفت . در این میان سرزمین اصلی ایران ویژگی بیش تری داشت و شامل ناحیه ای می شد که امروزه ملت ایران در آن سکونت دارد . بخش مرکزی این منطقه متنوع جغرافیایی ، فلات گسترده ایران است که به طور متوسط بین هزار تا دو هزار متر از سطح دریا ارتفاع دارد و گستره آن از دریای خزر در شمال تا خلیج فارس در جنوب به حدود هزار کیلومتر می رسد . در منتهی الیه شرقی این منطقه دو کویرنمکی بزرگ ، دشت کویر و دشت لوت ، قرارگرفته و در غرب ، رشته کوه های سر به فلک کشیده و ناهموار زاگرس به طور اریب در امتداد فلات از شمال غربی تا جنوب غربی کشیده شده است ، در غرب این کوه ها که قله های آن غالبا پوشیده از برف است ، فلات به تندی به سوی دشت های هموار آبرفتی دره رودهای دجله و فرات سرازیر می شود و این منطقه ای است که از دیر باز به آن بین النهرین می گفتند .

مدت ها پیش از پیدایش امپراتوری ایران ، تنوع عظیم سرزمینی و اقلیمی خاور نزدیک و موقعیت استراتژیک آن ،این منطقه را برای سکونت بسیار جذاب کرده بود  ، منطقه ای که به طور طبیعی به چهار راه بزرگ فرهنگ ها تبدیل شده بود . از هزاره چهارم قبل از میلاد و شاید حتی زودتر از آن ، پذیرای مهاجرت های ادواری اقوام گوناگون ،به ویژه از استپ های پیرامون دریای خزر در شمال بوده است . این گروه ها هم در تنوع قومی و فرهنگی منطقه سهم داشته اند و هم از رفاه و ثروت فزاینده آن سود برده اند . نخستین واحد های سیاسی که ظاهر شدند ، دولت – شهرهای مستقلی بودند که هر یک از یک مرکز شهری تشکیل می شد و اطراف آن را دهکده ها و کشتزارها فرا گرفته بودند . سرانجام گروه هایی از این دولت های کوچک در ملل واحدی ادغام شدند ، برخی حالتی تهاجمی یافتند و با گرد آوردن ارتش های بزرگ سرزمین های همسایه خود را فتح کردند و نخستین امپراتوری ها را به وجود آوردند . این امر به پیدایش الگویی برای توسعه      فزاینده نظامی و سیاسی انجامید ، اوج این توسعه پیدایش پهناورترین امپراتوری خاور میانه در تاریخ یعنی ایران بود .

 

سلسله ای از اقوام کامیاب

ایرانیان ، مانند بسیاری از اقوام خاور نزدیک ، بخش مهمی از اندیشه های سیاسی ، نظامی و فرهنگی خود را از تمدنهای بسیار موفقی که در امتداد رود های دجله و فرات تشکیل شده بود به ارث بردند . بین النهرین ، با داشتن آب فراوان و خاک حاصلخیز ، یکی از اولین مناطق خاور نزدیک ( که مصر دومین آن محسوب می شد ) در توسعه کشاورزی ، راه های بازرگانی و دولت – شهر ها بود . از حدود سال 3100 تا 2000 ق.م این ناحیه زیر تسلط سلسله ها ، دولت – شهرها و امپراتوری های کوچکی بود که همگی را به نام شهر اصلی آن سومر ، که در نزدیکی خلیج فارس و جنوب شرقی عراق کنونی قرار داشت ، تمدن سومری می نامند . با گذشت زمان سومریان نیز جذب اقوام مشهورتری به نام بابلیان شدند که پایتخت شان بابل ، در کنار رود فرات و حدود پانصد کیلومتری شمال غربی خلیج فارس قرار داشت . سلسله های بابلی که جانشین یکدیگر می شدند تا هزار سال بعد بر بین النهرین تسلط داشتند . چستر استار ، مورخ ، زندگی این اقوام را چنین توصیف می کند:

کشور با آبراهه ها و جاده ها به قطعات زمین نسبتا منظمی تقسیم می شد که با ابزارهای هندسی تعیین شده بود . کشاورزان با خیش ها ، بذر کارهای چوبی و بیل های سنگی زمین را شخم می زدند و جو می کاشتند  ، چوپانان و سگهای گله از رمه های گوسفند و بز مراقبت می کردند ، نواحی دیگر از باغ هایی تشکیل شده بود که دیوارهای گلی آنها را محصور کرده بود . در این باغ ها درخت های میوه به عمل می آمد و درخت های نخل بر آن سایه می افکند . اسب ها و الاغ ها در کوره راه ها و قایق ها در آب راهه ها فراورده های کشتزارها را به مراکز حیاتی یعنی شهرها حمل می کردند . هر شهر ... با خندق و دیوار های خشتی احاطه شده بود ... در درون دروازه شهرها گارد سربازان بر رفت و آمد نظارت داشت . خیابانهای به اندازه کافی عریض برای عبور ارابه ها و گاری ها در میان بلوک های خانه های مرفه احداث شده بود ، در پشت آن ها کوچه ها و انبوه کلبه های کوچک گلی با بام های مسطح قرار داشت . در این قسمت بیشتر کشاورزان می زیستند که هر روزه با زحمت به مزارع می رفتند ( گرچه بعضی از آنها نیز در دهکده های فرعی و کوچک گلی زندگی می کردند ) ... و آهنگران و کوزه گران و دیگران نیز بودند .

   

نگاره زن عیلامی در حال ریسندگی 

سومری ها وبابلیان کامیاب نفوذ خود را به منطق و اقوام همسایه خود نیز توسعه دادند که پیشرفته ترین آنها از لحاظ فرهنگی ، ساکنان فلات ایران بودند . اولین فرهنگ مهم ایران فرهنگ عیلامی بود  که در هزاره سوم ق. م پدیدار شد . ناحیه عیلام تقریبا شامل ارتفاعات جنوبی فلات ، منطقه مشهور به فارس ( نیز پارس یا پرسه ) و نواحی کم ارتفاع کناره خلیج فارس می شد ، که شهر مهم شوش را نیز در بر می گرفت . عیلامی ها مدت درازی زیر تسلط سومری ها بودند . اما رفته رفته از هزاره دوم و با افول سومر ، عیلام به دولت مستقلی تبدیل شد . اوج تمدن فرهنگی و سیاسی عیلام میان سال های 1450 و 1125 ق.م بود ، دوره ای که آنها سنگنبشته هایی به زبان یکتای خود باقی گذارده و به تولید صنایع دستی بسیار عالی طلایی ، نقره ای و مفرغی پرداخته و به طور کلی از رفاه زیادی برخوردار بوده اند . با این حال هنگامی که بابلیان در زمان حکومت نبوکد نصر یکم در واپسین دهه های قرن دوازدهم ق . م به عیلام یورش بردند ، دوره شکوفایی عیلام ناگهان به پایان رسید . در چهار سده ای که پس از آن فرا رسید ، جنوب و غرب ایران نه تنها از سوی بابل ، بلکه از طرف خارجیان متعدد دیگری که نیرومند ترین آن ها آشوریان بودند ، تحت نفوذ قرار گرفت . 

پایان قسمت اول

 ادامه دارد ...  

Write By : Meraj Marjani

The Persian Empire“

Author:  Nardo , Don 

„Translator : Morteza Sagheb Far

 

*لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید *

 

 

"لینک‌های مرتبط با این موضوع را ملاحظه کنید "


سرگذشت ایرانیان ( آریاییان )-2



بازگشت موجود افسانه ایی به ایران

  

 

معاون سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران روز شنبه، ششم مهرماه، تایید کرد که دولت آمریکا در اقدامی «نمادین» و برای نمایش حسن نیت خود اثری باستانی و بسیار ارزشمند متعلق به کشور ایران را به هیئت حسن روحانی تحویل داده است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، مهدی حجت، معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران، خبر تحویل جام شیردال ایرانی متعلق به قرن هفتم پیش از میلاد به رئیس این سازمان در نیویورک را تایید کرده است.

وزارت امور خارجه آمریکا نیز در توئیتر خود این خبر را همراه با عکس اثر باستانی ایرانی منتشر ساخت.

محمدعلی نجفی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران، از جمله همراهان حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، در سفر به نیویورک و سخنرانی در مقر سازمان ملل بود.

به گفته آقای حجت، این شی‌ء تاریخی ارزشمند که در سال ۲۰۰۳ از یک قاچاقچی گرفته شده «با هدف نشان دادن حسن نیت ارتباط میان آمریکا و ایران» و همچنین «آغاز یک تعامل فرهنگی بهتر» به محمدعلی نجفی تحویل داده شده است.
 

 

تصویر توئیتر وزارت خارجه آمریکا درباره اثر باستانی ایرانیxتصویر توئیتر وزارت خارجه آمریکا درباره اثر باستانی ایرانی 


جام باستانی که گفته می‌شود از غاری در شمال غرب ایران ربوده شده و متعلق است به قرن هفتم پیش از میلاد، آغاز عصر مادها، شیردال نام دارد، موجودی افسانه‌ای مرکب از تن شیر و سر عقاب که دارای قدرت شفابخشی بوده است.

خبرگزاری ایسنا به نقل از آقای حجت می‌گوید که این جام شیردال در سال ۲۰۰۳ از یک قاچاقچی در گمرک فرودگاهی در آمریکا گرفته شده و «تاکنون در آنجا بوده است».

معاون سازمان میراث فرهنگی از قدمت و مکان ساخت این شی‌ء باستانی ابراز بی‌اطلاعی کرده است.

این مقام سازمان میراث فرهنگی همچنین درباره الواح هخامنشی که در دانشگاه شیکاگو نگهداری می‌شوند خبری نداده است.

محمدعلی نجفی پیشتر اعلام کرده بود که در سفر به آمریکا به همراه رئیس جمهور قرار است با مسئولان این دانشگاه درباره ۳۰ هزار لوح باستانی هخامنشی دیدار و گفت‌وگو کند که تنها به صورت امانت در اختیار این دانشگاه قرار گرفته است. 

 

رادیو فردا 2013

افسانه ایزیس

<پیشگفتار > 

افسانه های دینی اقوام و ملل در میتولوژی یا علم افسانه شناسی مورد بحث قرار می گیرد . این علم رشته جدید از باستانشناسی است و با رشته های تاریخی ارتباط نزدیک دارد و افکار و عقاید دینی ملل و اقوام عهد قدیم از این علم بدست می آید . مایت لوژی در حقیقت عبارت از علم به افسانه های دینی است و افسانه های حماسی و غیر دینی در اصطلاح دانشمندان به لفظ لجند legend نامیده می شود و از افسانه های دینی یا مایت Myth متفاوت می باشد . میتولوژی اساسا نمی تواند شامل حال ادیانی باشد که مبنای آنها بر مبنای یکتا پرستی و توحید استوار است. زیرا افسانه های دینی در قسمت عمده با سرگذشت خدایان موهوم سر وکار دارند اعم از اینکه این خدایان در عهد قدیم پرستیده می شدند و یا در عهد حاضر میان برخی از اقوام و ملل جهان مانند ملت هندوستان پرستیده شوند . 

 

 

افسانه ایزیس 

 

ایزیس لفظ یونانی است و از کلمه Aset  یا ایست اشتقاق یافته و وی خداوند مونث بوده که یونانیان با دیمیتر و هرا تطبیق می نمودند و چون ایزیس را با هاتور یکسان می پنداشتند گاهی وی را با آفرودیت تشبیه می نمودند . ایزیس در میان خدایان مصر بقدری شهرت داشته که بتدریج صفات خداوند مونث دیگر به وی اطلاق شد و وی خداوندی است که از شهر پر هبت واقع در شمال شهر بوریس حمایت می کرد و در این شهر برای ایزیس معبدی بنا شده بود . ایزیس به همسری اوزیریس خداوند شهری که نزدیک معبد ایزیس واقع بود انتخاب شد و از آنان پسری پدید آمد و بنام هروس موسوم گردید . این فرزند سومین عضو تثلیث بزرگ خدایان مصری است . ایزیس در مصر وقتی شهرت بیشتر پیدا نمود که افسانه شوهر وی اوزیریس و پسر وی هروس دهان به دهان می گشت و این افسانه را پلوتارک بشرح زیر نقل کرده است :

نخستین دختری که از ازدواج قب خدای زمین خاکی با نات خداوند آسمان نزدیک باتلاقهای رود نیل متولد شد بنام ایزیس نامیده شد. اوزیریس وقتی به سلطنت رسید ایزیس را به همسری برگزید و هر دو به تخت سلطنت مصر جلوس نمودند . ایزیس در این سلطنت با شوهر خود همکاری می کرد و مصریان را تمدن و شهرنشینی آموخت و زنان را تعلیم داد که چگونه ذرّت را در آسیاب دستی به آرد تبدیل کنند و یا از الیاف کتان ریسمان و نخ ببافند و مردان را تعلیم داد که بیماری را چگونه براندازند و یا بوسیله ازدواج به زندگی در خانواده عادت نمایند . 

  

ایزیس و اوزیریس

هنگامی که اوزیریس بقصد اینکه جهان را از راه مسالمت و آرامی تحت سلطنت خود قرار دهد مسافرت و گردش در روی زمین را آغاز نمود . ایزیس همسر وی از روی کمال عقل و درایت به رتق و فتق امور پرداخت و مراجعت شوهر خود را با بی صبری انتظار می کشید . ایزیس وقتی از کشته شدن اوزیریس بدست برادر خود سِت آگاه گردید پریشان خاطر گشت و در مرگ شوهر خود گیسوان خود را آشفته ساخت و پیراهن و پوشاک خود را پاره کرد و در جستجوی صندوقچه ای بر آمد که جسد بی جان اوزیریس را در آن نهاده و به رود نیل انداخته بودند اما این صندوقچه بوسیله آب رود به دریا و از آنجا بوسیله امواج دریا بسر زمین فینیقیه پرتاب شده و در درون درخت بزرگی کنار دریا جای گرفته بود و این امر سبب شد که درخت بسرعت رشد کرد و بزرگ شد و بقدری بزرگ شد که خبر آن بگوش مل کاندر ، پادشاه بیبلوس در فینیقیه رسید و وی دستور داد درخت را قطع کردند و به کاخ حمل نمودند تا بجای تیر در بنای عمارت بمصرف رسانند .  خبر این داستان به ایزیس ملکه مصر رسید و وی از حقیقت مطلب آگاه گردید و فورا به فینیقیه رهسپار شد و استارت ملکه فینیقیه را از ماجرا و واقعه شوهر خود و صندوقچه ای که در درون درخت نهفته بود با خبر کرد و بالاخره صندوقچه را که جسد اوزیریس در آن قرار داشت تحویل گرفت و به کاخ خود در مصر مراجعت نمود و این جسد را از سِت مخفی و پنهان نگاهداشت ، اما سِت آگاه شد و جسد اوزیریس را بدست آورد و این جسد را برای اینکه از دسترس ایزیس خارج سازد چهارده قطعه کرد و در چهارده نقطه جهان پراکنده ساخت اما ایزیس بجستجوی این قطعات پرداخت و این جستجو را به قدری ادامه داد تا توانست همه این قطعات را از نقاط مختلف جهان گرد آورد و در یک جا جمع سازد باستثنای آلت تناسلی اوزیریس که بوسیله یک خرچنگ در رود نیل بلع شده بود .

ایزیس الهه عشق ، قطعات جسد اوزیریس را بدقت مخصوص هر یک را در جای خود نهاد و مراسم کفن و دفن انجام داد و در این مراسم بقدری ناله سر داد و بی تابی نمود که خداوند مقتول از نو جان گرفت و زنده شد و حیات در جسد وی دمید و در این امر بعضی از خدایان دیگر مثل نفتیس خواهر ایزیس و آنوبیس و تات با وی همکاری و یاری نمودند .

 

 ست و هورس ( هروس ) فرعون رامسس دوم را تحت حمایت خود قرار داده اند 

ایزیس زمانی که بجسد شوهر خود نزدیک شد از وی باردار گشت و پسری بدنیا آورد و این پسر به نام هروس موسوم گردید و ست ، از وجود چنین پسری بی خبر بود ، تا زمانی که هروس در باتلاقهای رود نیل پرورش یافت و جوان نیرومند و برومند شد و توانست در انتقام از خون پدر بکوشد و با هر مخاطره روبرو گردد .

ایزیس در نوبت خود جادوگری ماهر نیز بود و حتی خدایان مصر باستان نیز از جادوگری وی مصونیت نداشتند . معروف است که ایزیس وقتی به حضور رع رسید وی را متقاعد ساخت که راز نام خود را برای او فاش سازد . رع در آن زمان سالخورده بود و دو دست وی می لرزید و لب و دهان او بی اختیار در حرکت بود . رع خداوند خورشید در زمانی بوسیله یک مار بزرگ زهر آگین گزیده شده  و خود وی در مداوای آن عاجز مانده بود ناچار به ایزیس مراجعه نمود و درخواست کرد که زخم زهر را از راه جادوگری علاج کند اما ایزیس وقتی به علاج آن پرداخت از رع درخواست کرد که وی را از راز نام خود آگاه نماید .

  

فرعون ستی اول تحت الحمایه الهه هاثور ( ایزیس )

 ایزیس در افسانه اوزیریس از دشتهای حاصلخیز و خرم مصر حکایت دارد و این دشت ها از جذر و مد رود نیل که بمنزله اوزیریس میباشد همه ساله بارور میگردد و سِت برادر اوزیریس بمنزله خشکسالی است که این دو را از یکدیگر جدا می سازد و حاصلخیزی و فراوانی را از مصر واپس می گیرد . پرستش ایزیس در مصر قدیم بقدری رواج گرفت که از عبادت خدایان مونث دیگر کاسته شد . عبادت ایزیس در دوران حکومت رومیان از مرزهای مصر تجاوز کرد و تا کناره های رود رن در قاره اروپا منتشر گردید و وی بنام ستاره دریاها و خدای بزرگ جهانگردان و مسافران شهرت یافت .

پرستش ایزیس در دره رود نیل تا انتشار دین عیسی رونق داشت و معبد وی در شهر فیله تا زمان ژوستینین امپراطور روم در سده ششم میلادی بر پا بود و بدستور این امپراطور به کلیسای مسیحی تبدیل شد . ایزیس در تصویر ها مانند زنی نمایان می شد که تاج بر سر گذاشته و این تاج از نام وی حکایت می کرد و در زمان بعدی در بالای سر وی یک قرص خورشید میان دو شاخ همراه دو بال جای گرفته است و ایزیس را سپس در شمایل گاو ماده با تنه انسان نمایان ساخته اند و وی را در این هیکل به هاتور تشبیه نموده اند اما پلوتارک راجع به این شمایل افسانه دیگر نقل کرده و توضیح داده است که وقتی هروس پسر اوزیریس تصمیم گرفت با عموی خود سِت جنگ و نبرد نماید مادر وی از این جنگ و از این انتقامجویی ممانعت کرد . هروس از این اقدام مادر خشمگین شد و سر وی را از تن جدا نمود و تات در این امر مداخله کرد و یک سر گاو بجای سر ایزیس قرار داد . 

پایان  

Write By : Meraj Marjani   

برگرفته از کتاب افسانه های دینی مصر باستان اثر دکتر موسی جوان

 *لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید *