شاید تمام اثار به جا مانده از تمدنهای بزرگ را در یک کفه ترازو قرار داده و اثار تمدن مصر باستان را در یک ترازو باز هم میزان اثار بر جا مانده از تمدن بزرگ مصر باستان سنگین تر است . البته این موضوع در مورد اثار پیش از فراعنه صدق نمی کند . تمدن مصر باستان با وسعتی به اندازه یک کویر با شنزارهایی داغ که تا حدود بسیار زیادی این اثار را در دل خود حفظ کرده است همیشه میعادگاه باستانشناسان و مسافران علاقمند به این تمدن عظیم بشری بوده است . یکی از افتخارات مصریان حفظ این اثار تا به این دوره البته به کمک شنزارها و بیابانهای داغ بوده است . در این میانه بسیاری افراد نیز قصد تخریب و گزند به این اثار را نیز داشته اند که متاسفانه تا حدودی موفق به رسیدن این نیل شده اند . وگرنه شاید این کار ادامه نمی یافت هنوز هم اثاری تاریخی که توجه جهانیان را به خود جلب کند زینت بخش اخبار کشورها بود . امروز در مورد تمدن مصر باستان پیش از سلسله ها صحبت می کنیم . دوستان می توانند نظرات خود را در این رابطه در قسمت نظرات مطرح نمایند .
معراج مرجانی
meraj marjani@gmail.com
www.medjai.blogsky.com
پرفسور اریک فون دنیکن
مصر پیش از سلسله ها
مصر باستان نخستین ، بزرگ ترین و عالی ترین تمدن اولیه در جهان بود . مصر طی بیش از سه هزار سال تاریخ خود در هر زمینه قایل تصور – زبان ، هنر ، جنگ ، ادبیات ، اقتصاد و فرهنگ – بر همه تمدنهای دیگر برتری داشت . در نظر کسانی که در آن دوران می زیستند مصر دنیایی بود قدرتمند ، تغییر ناپذیر و جاودان .
مصریان باستان که در خیابانهای آفتابی شهرهای باشکوهشان قدم می زدند درباره کهن ترین دوران تاریخ سرزمین خود اطلاع کمی داشتند . اگر از یک مصری عادی درباره سر آغازهای تاریخ مصر سئوال می شد ، ممکن بود داستان هورس و ست را نقل کند ، که دو خدا بودند که برسر سلطه بر مصر نبرد کردند . یا ممکن بود درباره شاهان مصر سخن بگوید و هدیه ای را که در آن اوان به یکی از آن فرمانروایان داده بود توصیف کند . در صورت اصرار ، برخی مصریان احتمالا چنین توضیح می دادند که در دوران پیش از شاهان ، ارواح بر مصر سلطه داشتند . مصریان معتقد بودند که دنیای آنها همواره به صورت فرهنگی قدرتمند و توانا وجود داشته است .
با وجود این ، درباره مصر باستان مطالبی از خدایان و ارواح وجود دارد . در حقیقت دو مصر باستان وجود داشت ، و هر دو از یکدیگر مجزا بودند . یکی مصر اهرام ، معابد و شاهان بود که از حدود 3100 ق. م تا حدود 300 ق.م دوام آورد . این تمدنی است که بیش تر مردم جدید از آن اطلاع دارند . دیگری مصر پیش از تاریخ مکتوب است که در آن زمان گروه های بدوی در روستاها ساکن بودند و در امتداد کرانه های رود نیل کشاورزی می کردند .
تفاوت میان مصر دوره پیش از سلسله ها و مصر دوره سلسله ها
دوره معروف به دوره پیش از سلسله ها از حدود 5000 ق.م تا حدود 3100 ق.م به طول انجامید . این دوره ای است پیش از آن شاهان بر این سزمین فرمانروایی کنند ، و نیز دوره ای است پیش از حروف تصویریی ، یعنی زبان مکتوب مصریان باستان ، دوره ای که در پی آمد دوره سلسله ها خوانده می شود ، که در دوره ای است که طی آن شاهان مصر را وحدت بخشیدند و آن را اداره کردند . امروزه مردم هنگامی که مصر را در تصور می آوردند ، به هر چه می اندیشند برگرفته از دوره سلسله هاست .
اهالی مصر پیش از سلسله ها زبان مکتوبی نداشتند . با وجود این کوشش هایی به عمل می آوردند تا سرگذشت خود را با تصویر نگاره ها و سایر شکل های تصویر بنیاد نگارش ثبت کنند . معلوم نیست که این تصاویر بی ظرافت چه وقت یا چگونه به صورت حروف تصویری تکامل یافتند ، زیرا هیچ گزارشی که جهش از تصاویر به زبان را نشان می دهد وجود ندارد . با وجود این ، در سر آغاز دوره سلسله ها ، حروف تصویری کاملا تکامل یافته بودند .
هر چند گذار از دوره پیش از سلسله ها به دوره سلسله ها صدها سال به طول انجامید ، اما مردم مصر پیش از سلسله ها بدون فعالیت نبودند . زندگی و ابداعات آنها بنیان پدیده های بعدی را استوار ساخت . به طوری که مورخ مایکل هوفمن چنین به وضوح توضیح داده است :
دوره پیش از سلسله ها ، برای پیدایش فرهنگ متاخر تر مصر باستان دوره ای تعیین کننده بود که طی آن شالوده های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی فرهنگ فرعونی شکلی مشخصا مصری پذیرفت . این دوره ایست که شاهد برقراری و تکامل ساختاری پایه های اصلی جامعه تاریخی متاخرتر مصر باستان بود : کشاورزی و رمه داری موثر ، ذوب فلزات ، ساخت سفالینه ها ، شکل دادن سنگ سخت به وسیله تراش دادن ، معماری آیینی ، مقابر پیچیده ، کشتی بادبانی رود پیمای کار آمد ، تجارت با فاصله دور ، و ترتیبات سیاسی و اجتماعی مبتنی بر طبقات .
برای مطالعه بیشتر به قسمت ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب ...
خبر ویژه
اواخر سال ۲۰۰۰ میلادی، یک دانشمند اتیوپیایی به نام «زِرای اَلِمسِگاد» در حین وارسی تپههای سنگی منطقه دیکیکا اسکلت کوچکی را از زیر خاک بیرون کشید که برای همیشه داستان زندگی او و جهان را دستخوش تغییر کرد.
به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان، زِرای اَلِمسِگاد میگوید: «وقتی بالای سر اسکلت رفتم و استخوان گونه آن را دیدم که از تکه سنگی ماسهای بیرون زده، آن را برگردانده، از نزدیک نگاهش کردم و از شدت تعجب دهانم باز ماند.»
اَلِمسِگاد خیلی زود متوجه شد که این کشف در عرصه علم تاریخ ساز خواهد بود: «همان جا متوجه شدم که این اسکلت متعلق به یک کودک از نیاکان انسان امروزی است».
این دیرین مردم شناس در ادامه توضیحاتش میافزاید: «فکر کنید این بچه را در تکهای ماسه سنگ مییابید، در حالی که دندان کودک هنوز معلوم است، پیشانی بسیار صاف و عمودی دارد، دندان نیش کوچکی دارد...آن قدر نادر و غیرقابل باور است که خودم هم در شک بودم و نمیتوانستم بپذیرم که موفق به این کشف شدهام و اسکلت [این کودک باستانی] را یافتهام.»
با وجود این، زِرای اَلِمسِگاد تصمیم گرفت تا زمانی که تحقیقاتش درباره کشف فوق کامل نشده، آن را رسانهای نکند. ازین رو، در سکوت کامل سنگواره یافت شده را با دقتی وسواس گونه آماده کرد و مورد وارسی قرار داد: «اسکلت در یک تکه ماسه سنگ فشرده پیدا شده بود و باید ذراتش را دانه به دانه از اسکلت جدا می کردم. برای همین هم، چند نفری به من توصیه کردند که تعدادی کاردان فنی استخدام کنم، اما من گفتم نه، خودم این کار را انجام خواهم داد، هر چقدر هم وقت ببرد مهم نیست. کار این بچه را به شخص دیگری نمیسپارم.»
در پی این تصمیم، زِرای اَلِمسِگاد سالها در آزمایشگاه خود به سر برد و همان طور که گفته بود ذرات ماسه را دانه به دانه از روی بقایای کودک باستانی زُدود. این پژوهشگر با استفاده از یک میکروسکوپ قدرتمند، موفق شد جزئیات دندان درون جمجمه کودک را مشاهده کند و سن و جنسیت او را مشخص کند.
پس از شش سال پژوهش، اَلِمسِگاد اینک میداند که کودک کشف شده دختربچهای سه ساله بوده که حدود ۳.۳ میلیون سال پیش جان خود را از دست داده است.
اکنون، زِرای اَلِمسِگاد در نظر دارد سنگواره این دختر ۳.۳ میلیون ساله را - که نام «سِلام» را برایش برگزیده - به عنوان «کهنترین کودک جهان» معرفی کند: «وقتی زمان کنفرانس مطبوعاتی رسید، انگاری که زنی آبستن بودم که بعد از ۹ ماه نوزادش را زاییده و - به رغم درد، به رغم زمان طولانی و خسته کننده دوران بارداری - لبخند و چهره شادش را میبینید که به همسر و پزشکش نگاه میکند.»این محقق تاکید میکند که کشف او متعلق به همه ملتهاست: «کار من فرای ملتهاست، فرای ملیتهاست، فرای قارههاست - چرا که همه ساکنان این کره زمین را به یکدیگر پیوند میزند.»
دانش و فناوری