انسان در ادوار گذشته همواره در جستجوی خدا بوده است در این برهه ها گاهی اوقات این جستجوها به نتایج غیر واقعی منتهی می شده است . تعدد خدایانی که بشر برای خود ساخته بود گاهی منتهی به سر در گمی بشر شده است . در تمدن های باستانی بیشتر آثار خداوند به عنوان خدا شناخته می شده است از جمله ماه و خورشید و ستارگان . پرستش اینگونه از اثار تا سالهای متمادی ادامه داشته است . وحتی بسیاری از انسانها با وجود راهنمایی پیامبران الهی دست از عبادت اینگونه اثار بر نداشته اند .
مقاله امروز تحقیقی است اساسی در مورد راز پرستش خداوند در این اعصار .
دوستان می توانند نظرات خود را در قسمت نظرات مطرح کنند .
معراج مرجانی
مفهوم خداوند در نظر انسانهای اولیه ماقبل تاریخ
زمانی که انسان در غارها یا میان شاخه های درختان مسکن میگزید و از دوران جمع آوری غذا و خوراک قدمی بالاتر نگذارده بود مفهوم خداوند و خالق برای وی نامعلوم و مجهول بود و انسان در این دوران همه وقت در نگرانی و اضطراب بسر می برد و اوقات وی در مبارزه با گرسنگی و عوامل ناگوار طبیعی سپری می شد اما از زمانی که در دوران تولید غذا و خوراک وارد گردید و الات و ادوات زندگی بالخصوص از سنگ و استخوان تراشیده فراهم نمود و بوسیله زراعت و دامداری زندگی خود را بهبود بخشید توانست در علل حوادث و اتفاقات بفکر پردازد . از این اتفاقات در درجه اول طلوع و غروب خورشید و ماه و گردش منظم ستارگان در آسمان توجه وی را بسوی خود جلب نمود و در آن زمان گر چه خورشید در نظر وی مانند یک قرص مسین کوچک جلوه مینمود و از حجم و بزرگی آن اطلاعی نداشت اما این خورشید صفحه درخشنده ای بود که روشنی و گرمی بی پایان از خود منتشر می ساخت و آدمیان و جانداران و گیاهان را حیات و زندگی می بخشید و از سیر و گشت نیز پرتو زرین فام خود را بر جهانیان می تابانید و روز و شب پدید می آورد و ظلمت و تاریکی را می پراکنید .بنابراین انسان در ابتدای تمدن و شهر نشینی خود چون خورشید را در حرکت و گردش میدید وی را موجودی جاندار و صاحب روح و عقل می پنداشت و این حرکت چون به طور منظم و سرمدی انجام می گرفت و مرگ و فنا و نیستی در او راه نداشت از جانداران و موجودات زمینی متفاوت می نمود و چون با وجود کوچکی اندام و روشنی و گرمی بی پایان پدید می آورد و انسان از حجم و بزرگی ان بی خبر بود وی را بالاتر و والاتر از آدمیان و دیگر موجودات می پنداشت و چوت شکل و رنگ و گرمی خود را در اوقات مختلف روز تغییر می داد چنین به نظر می رسید که به سوی زمین خاکی نظاره و تماشا می کند و آدمیان را مهر و محبت می ورزد و یا آنان را با حرارت سوزان خود مورد خطاب قرار می دهد و همین امور کافی بود که انسان در وقت حاجت و ناتوانی از خورشید و ماه و ستارگان لطف و عنایت طلب نماید و آنان را پرستش کند و یا هر یک را خدای خود انگارد و بهمین جهت است که انسان در طول هزاران سال از زندگانی خود در عهد باستان خدایان متعدد را پرستیده و این خدایان را در قسمت عمده از میان ستارگان و موجودات درخشنده آسمانی انتخاب می کرده است و همه این عقاید در واقع از جهالت اولیه انسان نسبت به حقیقت ستارگان و از بی اطلاعی وی نسبت به حقایق فیزیکی و طبیعی جهان سرچشمه گرفته است .
برای مطالعه بیشتر به قسمت ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب ...
رسیدن موسم بهار همراه است با شروع نمایشگاه گل و نمایشگاه بین المللی کتاب ، در این راستا علاقمندان به کتاب و کتابخوانی مجالی یافته تا حضوری به هم رسانند تا یکبار دیگر با اثار نویسندگان نامی تجدید پیمان بندند . امید است که کتاب و کتابخوانی محدود به هفته ای نشده و این رسم به صورت عادتی روزمره در میان مردم نهادینه شود . اینده متعلق به کسانی است که به گذشته خودشان آگاهی داشته باشند .ملتی که به تاریخ خود آگاه نیست محکوم به تکرار آن است . امروز اخرین قسمت از مجموعه شاهان و رعایا را به پایان می بریم
marjani.meraj@gmail.com
معراج مرجانی
شاهان و رعایا -3
این گفته پانتئا که „ آرزویم بیشتر آن است که در کنار شوی قهرمان خویش در گور باشم تا در جوار شوهری پلید و حقیر در نور „ بدون شک اشاره ای است به اصل و قاعده والا و دقیق ) اما احتمالا نا مکتوب ( شرافت و صداقت که الهام بخش طبقات بالای ایران بود است . داریوش یکم که خود را الگویی برای پیروان دیگر می دانست ، بسیاری از احکام این اصل را هم در زندگی و هم در سنگنبشته ای که به دستور او به صخره ها حک کرده اند ، مورد تائید و تاکید قرار داده است :
به خواست اهورامزدا چنان کسی هستم که راستی را دوست هستم ، بدی را دوست نیستم . نه مرا میل „است „ که „ شخص „ ضعیف از طرف توانا „ به او „ بدی کرده شود . نه آن مرا میل „ است „ که „ شخص „ توانایی از طرف ضعیف „ به او „ بدی کرده شود .
آنچه راست „ است „ آن میل من „ است „ . مرد دروغگو را دوست نیستم ... سخت بر هوس خود فرمانروا هستم . مردی که همکاری می کند او را به جای همکاری „اش „ همان طور او را پاداش می دهم . آن که زیان می رساند او را به جای زیان „اش „ کیفر می دهم . نه مرا میل „ است „ که مردی زیان برساند . نه حتی مرا میل „ است „ که اگر زیان برساند کیفر نبیند .
بیزاری داریوش از دروغ به ویژه پر معناست . بنا به نوشته هرودوت ، ایرانیان „ دروغ گفتن و پس از آن بدهکار بودن „ را زشت تر از هر چیزی میدانند .
„ دلایل بسیاری برای هراس آنها از وام داشتن وجود دارد ، اما مهم این اعتقاد آنان است که هر کس قرض دارد ناچار است دروغ بگوید . „ کیفر درغگویی معلوم نیست چه بود ه ، اما مجازاتهای مربوط به جرایم دیگر چه برای طبقات بالا و چه پایین، بسیار سنگین بوده است . مثلا مجازات قتل ، تجاوز به عنف و خیانت ا عدام بود ه است که به صورت زنده به گور کردن ، به چهار میخ کشیدن ، یا خفه کردن در گودالی از خاکستر انجام می شده است . حتی ارتکاب جرائم نسبتا کوچک تر به گور شدن یا قطع دست و پا می انجامید .
از سوی دیگر ، هرودوت و سایر نویسندگان باستانی اتفاق نظر دارند که اکثر ایرانیان مردمانی سازگار و پیرو قوانین و قواعد جامعه بودند . معمولا افراد برابر وقتی به یکدیگر می رسیدند درود می گفتند و لب های یکدیگر را می بوسیدند و کسانی که تا حدی برابر بودند به بوسه ای بر گونه یکدیگرهای اکتفا می کردند ، عملی که اکنون در جامعه های امروزی غربی رواج دارد . آن ها همچنین به برپایی جشن و میهمانی و نوشیدن شراب به ویژه در مراسم برگزاری جشن های تولد علاقه داشتندهرودوت می گوید : „ یک ایرانی ثروتمند در جشن زاد روز خود ممکن است یک گاو یا اسب یا شتر یا خر را در تنور بپزد و با آن به پذیرایی از میهمانان خود بپردازد ، و اگر تنگدست باشد به پختن حیوانی کوچکتر اکتفا کند . خوراک اصلی چندان فراوان نیست ، اما انواع دسر ها بارهاجداگانه به میهمانان تعارف می شوند بسیار فراوانند .
همین رسم باعث شده که یونانیان از سر سفر ه ایرانیان گرسنه بر خیزند ، برای آن که ما هیچ چیز را بهتر از آن نمیدانیم که برایمان چند بار غذا آورده شود . „
...
برای مطالعه بیشتر به قسمت ادامه مطلب مراجعه کنید