عجایب باستانشناسی

عجایب باستانشناسی

مدجای کلمه ایست عبری که به سربازان ومحافظان فرعون اطلاق می شده .این وبلاگ برای کمک به ارتقای فرهنگ و تاریخ جهان نگاشته شده است
عجایب باستانشناسی

عجایب باستانشناسی

مدجای کلمه ایست عبری که به سربازان ومحافظان فرعون اطلاق می شده .این وبلاگ برای کمک به ارتقای فرهنگ و تاریخ جهان نگاشته شده است

اشکهای آفتاب-۱

با سلام به تمامی‌ همراهان ، تمدنهای آمریکای مرکزی و جنوبی ، پر از اسرار نا گشوده از مردمانی است که زمانی‌ تمدنی درخشان را رهبری میکردند . موضوع امروز مربوط میشود به طریق کشف اسرار تمدن اینکا ، در ضمن دوستا نی‌  که قصد همکاری با وب را دارند میتوانند از طریق ایمیل ، و یا ارسال نظر با من مکاتبه نمایند.

 

 marjani.meraj@gmail.com

 

 

 

 

 فرانسیسکو پیزارو

 

 

اشکهای آفتاب-۱ 

  

از دیرباز دانشمندان دریافته بودند که زمین کرویست . این باور ، در قرن پانزدهم میلادی گسترش یافت و افکار عمومی هم به کروی بودن زمین پی برد .

در اواخر قرن پانزدهم ، نقشه ای از کره زمین معروف به نقشه " توسکانلی " ترسیم شد که نشان دهنده دنیای کهن ( اروپا و آمریکا ) و سرزمین پهناور چین بود و در بین این دو ، اقیانوس اطلس دیده می شد .

وقتی نقشه توسکانلی به دست " کریستف کلمب " افتاد ، او که سفرنامه " مارکوپولو " را مطالعه کرده بود ، با خود اندیشید : " آیا می توان کره زمین را از راه دریا دور زد و بر بستر اقیانوس اطلس به هندوستان و چین رسید ؟"  

 

 

 

 

 نقشه  پائولو تسکنلی ستاره شناس و جغرافی دان که در آن  تمدنها و حیوانات اروپا ، آفریقا و آسیا نشان داده شده است  ( 1450)

   

زمانی که در سال 1492 آرزوی کریستف کلمب برآورده شد و او پس از عبور از اقیانوس و تحمل زحمات بسیار ، پا به خشکی نهاد ، به گمان خود و همراهانش به ساحل هندوستان رسیده بود . اما سرانجام معلوم شد که ان سرزمین ، قاره آسیا نیست و قاره دیگری است ( که بعدها آمریکا نامیده شد ) .

در سال 1513 " واسکوبالبوآ " دیگر کشورگشای اسپانیایی ، " دریای جنوب "  را کشف کرد ( که بعدها ماژلان آن را اقیانوس آرام نامید ).

درست در همین ایّام ، خبری به گوش فرانسیسکو پیزارو ( یکی دیگر از کشورگشایان اسپانیایی ) رسید که تمدنی بزرگ و بسیار ثروتمند در جنوب قاره آمریکا قرار دارد : انباشته از طلا و پروتهای فراوان است .

به پیزارو گفته شده بود که ان مردم به قدری طلا گردآوری کرده اند که حتی ظروف غذای انها از طلاست . آنها طلا را " اشک چکیده از چشم خورشید " می نامند و چون خدای خود را خورشید قرار داده اند ، بنابراین می کوشند با جمع آوری هرچه بیشتر از این فلز مقدس خود را به خدای خورشید نزدیکتر کنند .

این سخنان و این توصیفها ، طمع کشورگشای اسپانیایی را برانگیخت و تصمیم گرفت به انجا حمله کند .

فرانسیسکو پیزارو نزدیک به دو سال صرف به دست آوردن اطلاعات بیشتر ، تدارک سفر و جمع آوری سرباز و اسلحه کرد . سرانجام با 168 سرباز سواره نظام و دو توپ جنگی کوچک قدم به اعماق جنگلهای وحشی نهاد . مقصد او جایی بود که قوم اینکا زندگی می کرد .

به طور دقیق معلوم نیست که قوم اینکا از کجا آمده و ریشه نژادی و قومی ان چیست .

در دورانی که هنوز تاریخ آن به درستی برآورد نشده است ، اینکاها به روی صحنه هستی آمدند . ، انها مردان و زنان نیرومندی بودند از نژاد سرخ پوست با شانه های پهن و قفسه سینه بر آمده ، فک و چانه قوی ، دندانهای سفید ، بینی بزرگ ، و موهای صاف ، پرپشت و مشکی .

این قوم به مردمان سنگ مشهور بودند ، زیرا در استفاده از تخته سنگهای عظیم برای خانه سازی و برپای داشتن معبدهای باشکوه توانی شگفت آوری داشتند . آنها ، به کمک ابزارهای اولیه و ابتدایی و با صبر وپشتکار بسیار ، تخته سنگهایی به وزن 10 و یا 15 تن را چنان ماهرانه تراش می دادند و سطح ان را صاف و هموار می کردند که وقتی روی یکدیگر قرار می گرفتند و جفت می شدند ، یک سوزن نیز در لای دو سنگ فرو نمی رفت .

 

 

 

 

به گفته تاریخ نویسان ، در سالهای نخست میلاد مسیح ، این مردمان را یک قوم بسیار وحشی و قدرتمند مورد تهاجم قرار داد و انها را وادار به گریز به اعماق کوهستانهای پوشیده از درخت پرو کرد .

اینکاها از بیم حمله ای دیگر ، بر فراز کوهی بلند در نقطه ای دور دست ، قلعه ای از تخته سنگهای عظیم ساختند و قرنها در ان به اسودگی زیستند .

با افزوده شدن جمعیت اینکاها ، بر تعداد قلعه های عظیم آنها در ارتفاعات جنگلهای پرو افزوده شد و زمینه لازم برای قدرت نمایی و توسعه طلبی آنها فراهم آمد .

اینکاهای نیرومند و مبارز ، به هر سو که روی آوردند ، قبیله های سر راه را مغلوب کردند و با تسخیر سرزمینهای جدید ، قلمرو حکومت خود را گسترش دادند . به تدریج ، یک امپراطوری وسیع که مرزهای ان کلمبیا ، شیلی ، اکوادور و پرو امروز را در می گرفت ، تشکیل شد و تمدن امپراطوری قبیله ای اینکا پدید آمد . این امپراطوری در سالهای 1943 تا 1527 میلادی در اوج شکوفایی خود بود .

اینکا کشوری بود استوار شده بر اساس عقل که در ان همه چیز و همه کار جنبه منطقی داشت . به همین جهت ، یکنواختی شگفت آوری بر آن حاکمیت داشت و اینکا را تبدیل به یک کشور هندسی خالی از شور و شوق اما برخوردار از قدرت و استحکام در همه زمینه ها کرده بود .

در فاصله نزدیک به دو قرن - از قرن چهاردهم تا شانزدهم - اینکاها بیش از 6 فرمانروا نداشتند . هر فرمانروا ، که او را " اینکای بزرگ " می نامیدند ، وظیفه داشت کارهای فرمانروای قبل از خود را ادامه دهد .

زبان اینکا ها " کی چوا " نامیده می شد و این زبا ن عامل اصلی هم شکل کردن جامعه بزرگ اینکا در بخشهای مختلف بود .

 کشور اینکا به 4 بخش ، الهام گرفته از چهار جهت اصلی : مشرق ، مغرب ، شمال و جنوب تقسیم می شد . مرکز امپراطوری ، شهر با شکوه " کوزکو " بود که این نام در زبان اینکا به معنای " ناف جهان " است . برگزیدن چنین اسمی برای پایتخت امپراطوری کاملا بجاست ، زیرا کشور اینکا مانند بدن انسان دراز و باریک بود و کوزکو درست در وسط آن قرار داشت .

کوزکو را می توان روم آمریکای جنوبی دانست . این شهر ، در ارتفاع 3700 متری از سطح دریا بر فراز قله های بلند در میان کوهستانهای عظیم پوشیده از درخت ، به قدری زیبا و باشکوه ساخته شده بود که همچون نگینی بر انگشتر امپراطوری اینکا می درخشید .

قصرهای ساخته شده در کوزکو همه از سنگهای عظیم بود و مانند باغهای معلق بابل ، از فراز دیوار و پنجره ها و پشت بامها ، انواع گلها و گیاهان زینتی خودنمایی می کرد .

از وسط خیابانهای سنگفرش شده کوزکو یک جوی آب می گذشت و بیشتر گذرگاهها به دلیل شیب کوه به صورت پله ساخته شده بود .

محله های شهر کوزکو نامهای خاصی داشتند ، مثل : مار طلایی ، دم سبز ، دروازه مقدس و ... در وسط شهر کوزکو نیز میدان بزرگی بود به نام میدان" شادی ".

در این شهر شگفت آور زیبا ، حدود 200 هزار نفر از بزرگان و سرداران و اعیان و امپراطوری اینکا زندگی می کردند . اینکاها زمین را بیش از هرچیز و هرکسی دوست می داشتند . آنها زمین را بزرگترین خویشاوند خود می دانستند . گهواره تمدن اینکاها ، زمینهای حاصلخیز فلات محل زندگی و تجمع آنها بود . گویی که این طبیعت و بومیان آن برای یکدیگر آفریده شده بودند و چنان با هم دمسازند که جسم با روح . 

 

Write By:Meraj Marjani  ( برگرفته از کتاب کاوش در گذشته نوشته هوشنگ فتحی) 

 

برداشت مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد. 

لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید



"لینک‌های مرتبط با این موضوع را ملاحظه کنید "


اشکهای آفتاب -۲



اشکهای آفتاب -۳



اهرام مصر

با سلام خدمت شما دوستان امروز درباره تاریخچه اهرام مصر و طرز ساخته شدن انها برای شما صحبت می کنیم ، فکر می کنم جای این چنین مطلبی در وب خیلی خالی بود . از دوستانی که مقاله ای در مورد مصر یا تمدنهای دیگری دارند تقاضا دارم مطالب خود را به این آدرس میل کنند. marjani.meraj@gmail.com  

 ضمنا نظر خود را در مورد این مطلب در قسمت نظرات قرار دهید . با تشکر  

  

 

  

 

 

 

 

اهرام مصر 

 

اهرام مصر آرامگاه فراعنه بزرگ اهرام عظیمی بود . بناهای بسیار بزرگی از سنگ که برای نگهداری دائمی پیکر فرعون طراحی شده بودند . این اهرام در جیزه ، منطقه ای خارج از شهر باستانی ممفیس در غرب رود نیل قرار داشتند . این اهرام نه تنها آرامگاه فراعنه ، بلکه نمادی از قدرت عظیم و همیشگی فرعون بود . روند ساختن اهرام خود نشاندهنده این بود که حاکم در تنظیم منابع کشور چقدر با کفایت است . فراعنه سلطنت قدیم اهرام متعددی ساختند به طوری که این دوره را عصر اهرام می نامند.  

 

 

 

 

طی دوره سلطنت قدیم ، معمار اصلی فرعون مسئول طراحی آرامگاه وی بود . یکی از وظایف او این بود که مطمئن شود که مطابق رسوم مصر باستان مدخل ورودی آرامگاه رو به شمال باشد . برای انجام این وظیفه ، معمار از دانش نجوم استفاده می کرد . ابتدا کارگران با خشت گلی دیواری گرد می ساختند تا یک افق مصنوعی به وجود بیاید . هنگام شب دستیار معمار در حالی که در مرکز دایره ایستاده بود ، محلی را که ستاره ای در آسمان طلوع می کرد ، مشخص می نمود . هنگام سحر نیز محل غروب ستاره را مشخص می کرد . سپس از این دو نقطه دو خط به مرکز دایره کشیده می شد و زاویه حاصل بین این دو خط نصف می شد . خط نیمساز زاویه رو به شمال حقیقی بود . مصری ها ریاضیات را به وجود آوردند تا در ساختن اهرام به انها کمک کند . قبل از اقدام به ساختن اهرام آن ها باید محاسبه می کردند که برای ساخت هرم چه مقدار سنگ لازم است ، دیواره ها باید دقیقا با چه زاویه ای ساخته شوند و تامین غذای کارگران ، فرعون چه مقدار غذا باید تهیه کند . به این ترتیب آن ها نظام کتابت ارقام را بر اساس عدد ده _ شبیه به نظام ده دهی امروزی _ ابداع کردند . همچنین کسر را به وجود آوردند و برای تسهیل شمارش ، جمع و تفریق از تلفیق کسر و عدد صحیح استفاده می کردند . مصری ها فرمول هایی برای اندازه گیری مساحت مربع ، مثلث، دایره و نیز حجم استوانه ، کره و هرم به دست آوردند .  

 

 

  

 

هرم زوسر  ( جوسر )

 

آرامگاه های فراعنه ابتدایی همگی چهارگوشهای بزرگ و یک طبقه ای بود که از خشت ساخته شده بود و به ان " مصطبه " می گفتند . نخستین هرم برای " زوسر " ( جوسر ) نخستین فرعون مقتدر سلطنت قدیم و بنیانگذار سلسله سوم ساخته شد معمار اعظم فرعون " ایمحوتپ " بر ساخت ان نظارت می کرد . ایمحوتپ برای بقای ساختمان آرامگاه تصمیم گرفت از سنگ به جای آجر گلی استفاده کند . سپس او ساخت یک مصطبه مربعی شکل را آغاز کرد ، سپس به تدریج طبقات کوچک تری روی آن ساخت ، تا هرم پله پله عظیم ساخته شد . ارتفاع این هرم حدود شصت متر بود و نخستین بنای سنگی عظیم در جهان به شمار می رود . با گذشت زمان ، طرح هرمها تغییر یافت و فرمانروایان ساختن هرمهایی با دیواره های صاف را آغاز کردند . هر یک از اهرام یک قاعده مستطیلی شکل و چهار وجه صاف مثلثی داشت که در قله هرم به یکدیگر می رسیدند . نخستین فرمانروایی که چنین هرمی ساخت " سنفرو " ، بینانگذار سلسله چهارم بود . هرم او به مراتب بزرگتر از هرم " زوسر " و " خوفو " ، پسر " سنفرو " بزرگ ترین هرم را در سال 2500 قبل از میلاد ساخت . این هرم را هرم اعظم می نامیدند . هرم اعظم هنگامی که ساخت هرم اعظم به پایان رسید ، قله ان تقریبا صد و پنجاه متر بالاتر از سطح زمین بود و بیش از سیزده هکتار مساحت داشت . در ساخت هرم اعظم بیش از دو میلیون تخته سنگ به کار رفته بود و هرم توسط کارگران بدون کمک حیوانات ، ابزار تخصصی یا حتی چرخ ساخته شد . 

 بر اساس گفته " ژان فرانسوا شامپو لیون " : " هیچ کس در دنیای کهن و یا دنیای امروزی مثل مصری های باستان درکی این چنین عالی و والا از هنر ساختمان نداشته است . " مورخان معتقدند که برای ساختن هرم اعظم حدود صد هزار کارگر به مدت بیست سال کار کرده اند . اغلب کسانی که به عنوان کارگر ساختمانی در مصر باستان کار می کردند ، رعایایی بودند که در فصل طغیان نیل که نمی توانستند در مزارع کشت و زرع کنند ، در اهرام کار می کردند . علاوه بر کارگران کاتبان ، نقشه برداران ، نجاران و حجاران نیز در اهرام کار می کردند . از هیچ برده ای برای کار استفاده نمی شد تا بعد ا که فراعنه مصر امپراطوری مصر را به وجود آوردند و اسیران جنگی زیادی با خود آورند . 

 هنگامی که محل هرم انتخاب می شد ، کارگران برای یافتن و حمل سنگ بسیج می شدند . بعضی از سنگ ها سنگ خارا بود که از " آسوان " ، حدود ششصد کیلو متری جنوب ، آورده می شدند . صنعتگران بسیار ماهر برای شکل دادن تخته سنگهای عظیم الجثه از ابزار ساده مسی و سنگی استفاده می کردند . این کار به حدی دشوار بود که ان ها را به گروه های ساختمانی مختلف از قبیل " گروه شکیبا " و " گروه زورمند " تقسیم می کردند . پس از شکل دادن تخته سنگها ، آن ها را که حدود 2/5 تن وزن داشتند ، روی ارابه های چوبی می گذاشتند و با طناب می بستند . این ارابه ها با مسیری که با الوار فرش شده بود ، به سوی رود نیل کشیده می شد . در ان جا سنگ ها را روی کر جی های خاصی که با شن پر شده بودند ، می گذاشتند و به محل آرامگاه می بردند . در محل آرامگاه سنگها را تخلیه می کردند و روی سطوح شیبدار بزرگ بالا می کشیدند ، این اهرام که از دور در آسمان جلوه گر می شدند ، نماد سلطه فراعنه قدیم بر تمام زندگی دنیوی و اخروی در مصر باستان بود . فراعنه با حکومت و نیز اعتبار مذهبیشان در مورد اقتصاد و سیاست مصر ، ایین مذهبی مصر و حتی این که کدام یک از مصریان امتیاز سفر زندگی بعد از مرگ را دارند تصمیم گیری می کردند . شاید در هیچ جای دیگری مثل " ممفیس " ، پایتخت مصر در دوره سلطنت قدیم ، نفوذ فراعنه تا این حد نمایان نبوده است . 

 

 Write By : Meraj Marjani 

 برگر فته از کتاب فراعنه مصر " Brenda Smith" ترجمه آزیتا یاسائی  

 

 

برداشت مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد. 

لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید

معراج مرجانی 

meraj marjani 

مصر سرزمین رازها

با سلام امروزدرباره دومین تمدن انتخابی از نظرسنجی با شما صحبت می کنیم بله تمدن مصر ، تمدنی که به اسرار امیز بودن معروف است ، تمدن فراعنه و پیامبران  قوم یهود، مصر دارای قدیمی ترین بنای ساخته بشر یعنی اهرام ثلاثه است این مطلب تقدیم به تمامی دوستداران تمدن مصر ... 

 

معراج مرجانی 

 Meraj Marjani

 

  

 

 * مصر سرزمین رازها * 

 

 سلطنت قدیم ، عصر عظمت مصر حدود سال 3100 قبل از میلاد ، 600 سال قبل از شروع سلطنت قدیم ، یکی از سلاطین مصر علیا به نام " مِنِس " مصر سفلی را فتح و کشور را متحد کرد . با وحدت مصر علیا و سفلی ، منس ، نخستین پادشاه شد که بعدها فرعون نامیده شد . با هدایت منس و فراعنه بعد از او ، تمدن مصر طی شش قرن بعدی به رشدی منظم تر ، موفق تر و مترقی تر دست یافت . کاغذی از نی پاپیروس اختراع شد ، نوعی خط تصویری به نام هیروگلیف ابداع شد و مالیات ها وضع شدند و به این شکل زمینه برای شروع دوره ای تحت عنوان سلطنت قدیم مهیا شد . 

 

 

 

  

 

 

منس نخستین فرعون مصر

 طی سلطنت قدیم ، عصر عظمت مصر ، فراعنه فرمانروایان قدرتمند ملت بودند . مذهب ، هنر ، بازرگانی ، معماری ، ادبیات _ حتی زندگی اجتماعی و اقتصادی _ همگی به وسیله فراعنه استوار و گسترده شد تا حکومت مرکزی را تقویت کند . سلاطین مقتدر فراعنه مصر فرمانروایانی با قدرت مطلق بودند . کلام انها قانون بود و بی چون و چرا اطاعت می شد . فراعنه ملت را نه تنها از نظر سیاسی بلکه از نظر روحانی و مذهبی نیز کنترل می کردند . اگر چه معلوم نیست که چطور مردم بدین باور رسیدند که فرعون ها را خدا بنامند ، انچه معلوم است این است که در سلطنت قدیم فراعنه را پسر رع ، خداوند خورشید ، می دانستند . هنگام نزدیک شدن به فرعون ، اتباع وی به نشانه احترام تعظیم می کردند و پیشانی بر زمین می نهادند . در یکی از منابع مصر باستان قدرت و خرد فراعنه به این صورت توصیف شده است : " چیست که تو ندانی ؟ کیست که از تو خردمند تر است ؟ کجاست که تو ندیده باشی ؟ ... اگر تو به اب بگویی " بر فراز کوه ها بالا برو " نهر مطابق فرمان تو جریان می یابد ، برای تو ابدیت تقدیر شده است . همه چیز مطابق خواست تو انجام می شود و هر انچه تو بگویی ، مطاع است " فرعون هم به عنوان سلطان و هم به عنوان پسر خداوند رع مرکز زندگی مصری بود . فرعون و خانواده اش در راس هرم اجتماعی مصر قرار داشتند ، پس از انها کاهنان ، ماموران بلند مرتبه و اشراف قرار داشتند . کاتبان ، کلیه هنرمندان متبحر و ماموران و خانواده هایشان جزء طبقه بعدی را تشکیل می دادند . بزرگ ترین طبقه ، که پائین ترین قسمت هرم اجتماعی بود ، شامل رعایای کشاورز و کارگران عادی بود . 

 فرعون به مثابه صاحب قدرت سیاسی مقتدر و وحدت بخش عمل می کرد ، به نظر می رسید که شکوه و عظمت مصر مستقیما به نفوذ فرعون وابسته است ، کسی که با شفاعت نزد سایر خدایان برکت را به مصر می اورد . با اینکه بعضی از اشراف مصر املاک اختصاصی داشتند ، اما بیشتر زمین ها به فرعون تعلق داشت که ان را به واسطه ارث یا فتح سرزمین ها به دست اورده بود . فرعون قطعه هایی از زمین را به بعضی از اشراف مورد علاقه اش _ اعقاب پادشاهان قبلی و اشراف ملاّکی که قبلا زمین دار بودند _ هدیه می کرد تا انها را اداره کنند. به علاوه فرعون مالک تمام محصولات سرزمین بود . چون مصری ها نظام پولی نداشتند ، مالیات ها به صورت گندم ، جو روغن زیتون ، ابجو ، شراب و میوه جمع اوری می شد . سپس فرعون از این در امدها برای پرداخت حقوق به کارمندان سلطنتی ، صنعتگران ، کاهنان و سایر کارگران استفاده می کرد . تمام کارها روی زمین را رعایا انجام می دادند که توده جمعیت بوند . اگرچه نمی توان رعایا را دقیقا برده نامید ، اما رعایای مصر باستان مشابه سرف ها در اروپای قرون وسطی بودند ، چرا که به زمین وابسته بودند . اگر به هر دلیلی ارباب زمین عوض می شد ، ان ها نیز به همراه زمین تحت فرمان ارباب جدید قرار می گرفتند . رعایا نیز مثل بندگان بعد از این که وظایفشان را در زمین های ملاکان انجام می دادند ، اجازه داشتند برای تهیه مایحتاجشان روی قطعات کوچک زمین کشت کنند . برای حفظ قدرت مطلق در کنار هدایت تجارت روزمره مصر ، فراعنه سلطنت قدیم یک نظام متمرکز حکومتی ابداع کردند که در طول تاریخ مصر باستان حفظ شد . 

 

  

 

 

 یک دولت مرکزی در " ممفیس " ، شهری نزدیک به محل اتصال مصر علیا و مصر سفلی ، تاسیس شد تا فعالیت های محلی مناطق مختلف را که بعدها " نومس " نامیده شدند ، هدایت کند . در ابتدا تمام مناصب عالی را منسوبین فرعون اشغال می کردند ، اما به تدریج اشخاص عادی نیز به سمت کارمند برجسته حکومتی منسوب می شدند . بدیهی است که فرعون در راس سلسله مراتب حکومتی قرار داشت . بعد از فرعون ، توانا ترین شخص کسی بود که در سمت وزیر قرار داشت که وظایفش شامل نظارت بر بسیاری از بخشهای حکومت مرکزی بود ، بخش هایی که تعداد زیادی کاتب در ان جا کار می کردند . وزیر از جمع اوری مالیات ها ، کشت در مزارع و نگهداری سیستم ابیاری اطمینان حاصل می کرد . وزیر همچنین مسئول اداره نظام قضایی در سراسر سرزمین بود و گاهی اوقات نقش سرپرستی معماران فرعون را هم ایفا می کرد . در سطح محلی ، حدود نومس های مصر بر اساس مرزهای مناطق قبیله ای شکل می گرفت . 22 حکومت محلی در مصر علیا و 20 حکومت محلی در مصر سفلی وجود داشت . هریک از این ها در واقع کوچک شده سازمان حکومتی مرکزی بود که بخش هایی را مشابه انچه در حکومت مرکزی وجود داشت ، شامل می شد . هر ایالت یک حاکم داشت که فرماندار محلی نامیده می شد و فرعون منسوبش می کرد . این حاکم به وزیر گزارش می داد و مثل وزیر وظایف مختلفی داشت . حاکم که نقش قاضی اصلی را در منطقه ایفا می کرد بر ابیاری ، انبار کردن غلات برای مواقع ضروری و جمع اوری مالیات ناحیه تحت پوشش نظارت می کرد . حاکم همچنین از منطقه تحت حکومتش سربازهایی معمولا رعایایی اموزش ندیده را در مواقع ضروری برای جنگیدن به سپاه فرعون می فرستاد ، چرا که مصر ارتش ملی نداشت .  

(پایان )  

 

 

Write by : meraj marjani برگرفته از کتاب فراعنه مصر Smith،Brenda  

 

 

برداشت مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد. 

لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید