www.35salkatab.blogsky.com فروش بیش از 500 جلد کتاب شخصی کمیاب برای اطلاعات بیشتر به این ادرس مراجعه کنید
نگارش در تاریخ پنج‌شنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1393 توسط meraj marjani

 مقدمه
جسد یک شخص مصری پس از ورود به دنیایی زیرین (دنیای غرب) با مخاطراتی روبرو بود که تنها می توانست به کمک ادعیه، طلسمها، شفاعت خدایان، و نزوراتی که بازماندگان شخص، از دنیای زندگان، ارسال می کردند، موفق به رسیدن به محل محاکمه و پیوستن به اوزیریس (خدای جهان زیرین) شود. در این بین شخص میباید، تمام این مخاطرات را به جان خریده و با نیروهای اهریمنی (شیطانی) روبرو شود، در برخی از سنگ نگاره ها شخص را در حال مبارزه با شیاطین و نیروهای اهریمنی، نشان می دهد، امروز قسمت دوم از سفر شخص به دنیای غرب و مناجات نامه کتاب مقدس مصریان باستان را ادامه می دهیم. 
meraj marjani
marjani.meraj@gmail.com
www.medjai.blogsky.com

کتاب مقدس مصریان باستان-2
کتاب مقدس مصریان را دوریا به نام (قانون زندگی در جهان آخرت) موسوم ساخته است. این کتاب در حقیقت به دو قسمت تقسیم شده است. یک قسمت مشتمل بر ادعیه و ستایش به درگاه خداوند خورشید و دیگری از مراسم دینی مربوط به دفن مومیایی و سرگذشت روح آدمی در آخرت حکایت دارد. دکتر بیرج می نویسد که در قسمت دوم بعضی ادعیه و سرودهای دینی است که بایستی بوسیله مرد روحانی در مراسم سوگواری خوانده میشد و یا در تابوت جسد و در مجسمه های کوچک همراه تابوت نوشته می شد. این ادعیه و سرودها در زمان سلطنت فراعنه سلسله دوازدهم در یک مجموعه جمع آوری و تدوین گشته اما در قسمت مراسم دفن مومیایی بتدریج تغییراتی داده شده و از این تغییرات نمونه هایی از زمان فراعنه سلسله هجدهم بر جای مانده و نسخه هایی از تمام مجموعه پس از پایان سلسله مزبور بطور مکرر نگاشته شده و عینا بدست آمده است و حتی بعضی از محققان عقیده دارند که بعضی از فصول به نسخه ایی از کتاب مقدس که در موزه تورن نگهداری می شود افزوده شده است.
در یک تصویر از نسخه قدیمی این کتاب آنوبیس خداوند جهان برزخ دست خود را بالای جسد مرده نگه داشته تا وی را از نو زنده بسازد. در قسمت دیگر الهه نفتیس آواز میدهد تا جسد را بیدار کند. الهه ایزیس در صدد است وی را نفس تازه بخشد و یا باد شمال را بدستور "توم" خدای خورشید غروب کننده در بینی او بدمد. 
مراسم آماده سازی و تدفین 

مندرجات کتاب مقدس مصریان باستان 

"نخستین فصل از کتاب مقدس مصریان باستان به شرحی است که لونورمان نقل نموده و از گفت و شنود و مکالمه روح آدمی با خدایان در لحظه مرگ حکایت دارد. روح انسان  دروازه جهان برزخ را می کوبد و از خدایان این جهان با کمال خضوع و فروتنی اجازه ورود می طلبد. جماعتی از ارواح از درخواست وی جانبداری می کنند و مرد روحانی در روی زمین تمنای او را تکرار می کند. اوزیریس خدای بزرگ جهان زیر زمین در آنجا حضور می رساند و خطاب به این روح چنین می گوید(ای روح، ترس و هراس نداشته باش از اینکه تمنا و ادعیه خود را برای اقامت طولانی در این جهان بر من عرضه میداری)." 

"در آغاز فصل اول قید شده که مقبره در آستانه جهان آخرت واقع شده است. سپس از قول تات خدای ابدیت چنین می نویسد (ای عالیجناب که در جهان غرب اقامت داری، من هستم خداوند بزرگ. درود بر اوزیریس که در این جهان مسکن گزیده است.) 
در فصل سوم خطابه و سرود برای توم خداوند خورشید غروب کننده درج شده و در فصل نهم روح را بزرگترین مخلوقات می خواند و در فصل دهم از قول اوزیریس چنین می نویسد (من در شتاب هستم و پیش می آیم و دلایل بر ضد دشمنان خودم همراه دارم). 
در فصل 13 چنین می نویسد (من مانند یک شاهین وارد شدم. مانند یک اسفینکس (بدن شیر) بیرون خواهم شد. من خورشید را در جهان غرب می ستایم. من روشنی هورس را پیروی خواهم نمود و از جاده ای که برای من هموار شده عبور خواهم کرد. درود بر اوزیریس). 
در فصل 14 توضیح داده شده که چگونه باید فساد و آلودگی را از قلب و دل پاک نمود و در فصل 15 از خدای خورشید ستایش شده و چنین می نویسد (درود بر تو ای خورشید، خداوند اشعه تابان. درود بر تو ای خورشید، آفریننده و خود آفریده، تو هستی که صبحدم می درخشی و مادر خود نو را پیروی می نمایی و چهره خودت را بسوی جهان غرب می گردانی).
"یک نسخه از فصل هفده در تابوت منتوحپت، ملکه مصر بدست آمده که به سلسله یازدهم فراعنه و به سه هزار سال ق. م مربوط است و با نسخه ای که در دو هزار سال پس از آن نوشته شده و در موزه تورن نگهداری می شود مطابقت دارد و در این فصل چنین می نویسد (من خدای بزرگ هستم و خودم را خود آفریده ام. در آغاز امر آب بود و این آب موسوم به  " نو " پدر خدایان است. بگذار خود وی بیان نماید. خورشید آفریننده اندام خود می باشد و خدایان را هستی بخشیده و این خدایان جانشین وی خواهند بود. من فنیکس عالیجناب هستم که در معبد آنو و در شهر هلیو پولیس مسکن دارد. من هستم که موجودات جهان را هستی و صورت و شکل بخشیده ام. بگذار خود وی بیان نماید. بنو یا فنیکس همان اوزیریس است که در معبد آنو مسکن دارد. او است ابدیت. من در دو چهره تجلی می کنم. 
روسترا نام دروازه جنوبی جهان برزخ و آنروتف نام دروازه شمالی برزخ مسکن اوزیریس است. من روح هستم در دو نیمه. بگذار خود وی بیان نماید. اوزیریس در "تاتو" وارد می شود و به روح خورشید می پیوندد. این هر دو به یکدیگر می پیوندند و واحدی را تشکیل میدهند. او است که از دو نیمه به یک روح تبدیل شده است. یکی هورس که از پدر پشتیبانی می کند. دیگری هورس که در زیارتگاه خود مسکن گزیده است. این روح در دو نیمه، همان روح خورشید، روح "اوزیریس" ، روح "شو" ، روح "تفنو" و ارواحی که به نام "تاتو" تعلق دارند. 
"در فصل 18 کتاب مقدس مصریان باستان، نام خدایانی است که از جهان بیداری و جهان فعالیت حراست می نمایند و در این فصل و همچنین در فصل 19 و20راجع بدلایل و مدارکی که برای اثبات حقانیت اوزیریس در برابر 14 خداوند یا 14 قضات جهان برزخ اقامه شده شرح و توضیح داده است. در فصل 19، خطاب به روح آدمی چنین می نویسد (اوزیریس کسی است که در جهان برزخ مسکن دارد و کلام خود را بر ضد دشمنان تو به ثبت می رساند، همچنانکه بر ضد "ست" و همکاران وی به ثبت رسانید. همین را هورس در یک میلیون بار تکرار کرده است و همه دشمنان وی مغلوب شده اند).این فصل حکایت دارد که اوزیریس در آخرت از آدمی زاد شفاعت می کند و از وی بر ضد تمام اشباحی که بر ضد وی دشمنی می ورزند دفاع مینمایند. در این فصل برای مومیایی جسد دستورهایی است و در مراسم آن بایستی خوانده شود. 
"فصل 20 مشتمل به اوراد و ادعیه ای است که هنگام شستشوی کتانهای و بندهای مومیایی با آب مخصوص موسوم به ناترون بایستی خوانده شود. در فصل 27 تا 42 نقل شده که روح آدمی در جهان برزخ به چه وسیله می تواند خود را از گزند جانوران شیطانی محافظت کند. در فصل 27 تصویری است که روح انسان در برابر قلب و دل به حالت ستایش است و این قلب نشانه حیات و زندگی است و خطاب به قلب چنین آمده است (قلب من مادر من بود. قلب من در روی زمین حیات و زندگی من بود. این قلب است که در درون جسم من قرار دارد و خدای بزرگ است که قلب مرا به من باز گردانیده است.)
قسمتی از طلسمات کتاب مقدس ، شخص را در برابر شیاطین نشان می دهد
شخص مصری همراه با شمشیر جادویی و اورادی که در برابر شیاطین به آن
احتیاج دارد  

نجات روح از عذاب دوزخ و اتصال وی به جسد مومیایی

"در "فصل 31 تا 33 کتاب مصریان باستان، روح آدمی زاد با عذاب دوزخ در جدال است و از قول وی چنین می نویسد (بر گرد ای سوسمار و از من دور شو. تو را ای افعی، خدایان "سب" و شو از عمل تو باز میدارند. تو هستی که موش نفرت انگیز، دشمن خورشید و همچنین پنجاه عدد گربه را از گلوی خود به پایین فرو میبری). روح آدمی در تصویر های این فصل با مار گزنده در جدال است. در فصل 42 نقل شده که این روح چگونه می تواند از اینهمه شکنجه و سوز و گداز دوزخ رهایی یابد و در این فصل بحالت پیروزی، از قول وی چنین می نویسد (موهای تن من به جهان آسمان پیوسته اند. چهره من نزد خداوند خورشید است. چشمان مرا "آتور" نگهداری میکند). این فصل حکایت دارد که اعضای بدن آدمی به خدایان تعلق دارد و قدرت خدایی از این اعضا حمایت مینماید و از این جهت قید شده که اعضای بدن انسان (مانند 14 قسمت اعضای بدن اوزیریس که هنگام کشته شدن از هم پاشیده شده بود) به حمایت هفت خداوند ربانی و 12 خداوند منطقه البروج سپرده شده و بی جهت با اینکه به وسیله جانوران مهیب و ترسناک بلعیده شده بودند از نو زنده می شوند. در این موقع و به همین حالت است که خداوندی به نام "نات" بر روی جسد آدمی آب حیات می پاشد و روح را نوازش می دهد و اجازه می دهد، راه خود را در این سفر طول و دراز ادامه دهد و به نخستین دروازه آسمان دست یابد. "

در فصل 52 از پنجاه رقم غذا که در جهان برزخ باید از خوردن آنها پرهیز شود یاد کرده و در فصل 53 از غذای آسمانی را شرح داده است. در چند فصل بعدی از مشکلاتی که برای رهایی و نجات انسان از زندگی دنیوی پدید می آید شرح و توضیح داده شده است. در فصل 72 راهنمایی کرده که چگونه می توان از دروازه خورشید غروب کننده عبور کرد و یا روح آدمی در این عبور چگونه اشکال گوناگون به خود می گیرد. گاهی در شکل شاهین، مرغ ماهیخوار، پرستو، قو و گاهی در شکل سوسمار، گل نیلوفر، افعی و غیره جلو میماند. دکتر بیرج در این خصوص می نویسد (پس از این تغییرات در شکل روح انسان است که جسد مومیایی به وی ملحق می گردد و روح در جسد می دمد و به همین دلیل است که مصریان در مومیایی اموات مراقبت بودند تا مبادا عضوی از اعضای بدن فاسد شود. پس از این زمان است که روح در جسد خود وارد می شود و تجسم پیدا می کند و حیات اولیه را از سر می گیرد و به همین حالت سفر خود را به جهان آخرت و به آسمانها ادامه می دهد).

پایان قسمت دوم 

...ادامه دارد 


Write By : Meraj marjani 

برگرفته از کتاب  افسانه های دینی مصر باستان نوشته دکتر موسی جوان

*لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید *




اشتراک و ارسال مطلب به:

قالب وب