www.35salkatab.blogsky.com فروش بیش از 500 جلد کتاب شخصی کمیاب برای اطلاعات بیشتر به این ادرس مراجعه کنید
نگارش در تاریخ شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1390 توسط meraj marjani

 با سلام به تمامی‌ دوستان   

 فراعنه افرادی بودند با قدرت مطلق که خون خدایان در بدن آنها جریان داشت ، بعضی‌ فراعنه را با مقام خدایی و بعضی‌ هم با مقام پسر خداوند می‌شناسند و در نهایت آنها پادشا هانی‌ بودند که در زمان سلطنت خود مصر را به حد شکوفایی رساندند و دوران طلایی‌ را برای آن رقم زدند.

، زندگی‌ مردم و پادشاهان اعصار گذشته همیشه مورد توجه مردم قرون جدید بوده است امروز در مورد این موضوع بیشتر توضیح میدهیم .

دوستان عزیز میتوانند نظرات خود را در این مورد در قسمت نظرات ارسال کنند 

 

 

 

 

 زندگی تحت سلطه فراعنه 

 

 

جامعه مصر در دوران سلطنت قدیم


برای حفظ اتحاد مصر ، مِنِس ، نخستین فرمانروا ، پایتخت جدیدی ساخت که در حدود سی کیلومتری جنوب قاهره امروزی ، در مرز بین مصر علیا و مصر سفلی واقع بود . این شهر در ابتدا اینه هنج " دیوار سفید " نامیده می شد - که وجه تسمیه ان داشتن دیوارهایی از خشت گلی سفید شده ای بود که دور تا دور قصر فرعون را احاطه کرده بودند - و بعد ها " ممفیس " نامیده شد . تمام فراعنه مقتدر دوره سلطنت قدیم از این شهر بر مردم حکومت می کردند و مصر را به بالاترین حد قدرت و اعتبار و شهرت رساندند . بر اساس گفته یکی از منابع باستانی ، " مشابه ممفیس هیچ گاه دیده نشده است . "

مورخان نمی توانند دقیقا در مورد شکل ممفیس نظری بدهند ، زیرا شهرهای مصر باستان که برخلاف معابد و آ رامگاه ها ، از چوب و خشت ساخته شده بودند تا حد زیادی از بین رفته اند . اما بعضی از دانشمندان تصویری از زندگی شهری را در مصر باستان بازسازی کرده اند . آن ها معتقدند که مردم طبقات مختلف - اشراف ، کاهنان ، کارگزاران حکومتی ، صنعتگران ماهر و کارگران عادی - در این شهر سلطنتی زندگی می کرده اند . زندگی مصری ها در ممفیس ، مثل سایر مناطق مصر ، بدون در نظر گرفتن طبقه اجتماعیشان در اطراف فرعون دور می زد .

 

 

 

 

فرعون و خانواده اش در قصری بزرگ در قلب شهر زندگی می کردند . این قصر با دیوارهای ضخیم مِنس احاطه شده بود . این ساختمان از چوب و خشت ساخته شده بود و روشن و هواگیر بود و نسبت به قصرهای امروزی اسباب و اثاثیه کم تر ی داشت . اسباب قصر شامل صندلیهایی با پایه هایی به شکل پنجه شیر ، صندوقهایی از آبنوس و عاج برای البسه و جواهرات و تخت هایی باریک با کناره های مزین بود و برق طلا در همه جا قابل رویت بود . کف اتاق ها ، دیوار ها و سقف ها گچکاری بود و با نقاشیهایی که صحنه های از زندگی در مصر را نشان می داد پوشیده شده بود . محتمل است که کف اتاق ها با نقش دریاچه هایی پر از ماهی و نیلوفرهای آبی و دیوار ها با نی های پاپیروس که روی آنها غاز های وحشی در حال پرواز نمایش داده شده بود ، تزئین می شدند و احتمالا سقف ها منظره آسمان شب های مصر را نشان می دادند .

هر یک از اعضای خانواده سلطنتی تعدادی اتاق و تعدادی مستخدم برای خودشان داشتند . چون در بدن اعضای سلطنتی خون الهی جریان داشت ، لازم بود که انها قبل از ظاهر شدن در برابر مردم شبیه به خدایان و الهه ها لباس بپوشند و همین کار مدت زمان زیادی لازم داشت . برای مثال روز فرعون با استحمام در یک وان مرمر زیبا شروع می شد . این کار تنها استحمام نبود ، بلکه یک ائین مهم مذهبی بود که در حضور تعدادی از درباریان و حضار انجام می شد . این مراسم قسمتی از نظام اداب و معاشرت درباری بود که با گذشت زمان پیچیده تر شد . صرف حضور در این مراسم خود اعتبار و نشانه شان افراد بود .

جیمز هنری بریستد ، مصرشناس ، این نظام را چنین توصیف کرده است :

" تمام نیازهای خاندان سلطنتی توسط بعضی از اعیان که وظیفه شان تامین نیازهای قصر بود بر آورده می شد . این افراد معمولا عنوانی متناسب با کارشان داشتند مثل پزشک دربار یا رهبر گروه موسیقی دربار . گرچه آرایش افراد سلطنتی به نسبت ساده بود ، اما همیشه سپاه کوچکی از سازندگان کلاه گیس ، سازندگان صندل ، عطرسازان ، رخت شویان ، شویندگان و نگهبانان رختکن سلطنتی ، اتاق های فرعون را اشغال می کردند .

فرعون پس از پوشیدن لباسهای لطیف ، به سر گذاشتن تاج و برداشتن سایر نمادهای پادشاهی اش به سالنی که تخت سلطنت در آن قرار داشت می رفت تا تجارت کشور را هدایت کند . ملکه و شاهزادگان به اتاقهای مخصوص خودشان می رفتند ، تا جایی که در ان به سایر درباریان می پیوستند و تفریح می کردند .

شهبانوی اعظم ، یا به عبارتی همسر خاصه فرعون ، از نظر سیاسی قدرتمند ترین زن در سراسر کشور بود . فرزندان او مستقیما وارث تخت پادشاهی بودند . اما فرعون معمولا چندین همسر صیغه ای داشت ، که انها هم فرزندانی می آوردند و در همان قصر زندگی می کردند . اگر فرعون از ملکه اش فرزند پسری نداشت ، یکی از دخترانش با یکی از پسران سایر همسران فرعون ازدواج می کرد . مصریان هیچ ممنوعیتی برای ازدواج منسوبین سلطنتی با یکدیگر نداشتند . آن ها معتقد بودند ازدواج بین خانواده ، خون الهی انها را خالص نگه می دارد و سلسله سلطنتی فرعون را قوی می گرداند .

بسیاری از اشراف در حومه ممفیس زندگی می کردند . تعدادی از مورخان معتقدند که انها در ویلا های زیبایی که چوب و خشت ساخته شده بود ، ساکن بودند . این ویلاها را دیوارهای بلندی احاطه می کرد و هر یک باغی داشت که دارای یک استخر پر از ماهی بود که سطح آن را نیلوفرهای آبی می پوشاندند . در یک سمت استخر ، معبدی کوچک قرار داشت که افراد خانواده در ان جا عبادت می کردند .

 اسباب و اثاثیه  ، البته نه به خوبی آنچه فرعون داشت ، اتاق های ویلا را زینت می داد . در سالن بزرگ پذیرایی ، که اصلی ترین اتاق بود ، دیوارها و ستون های چوبی ، که پایه های حایل سقف مسطح ویلا بودند ، با صحنه هایی از زندگی مصری تزئین می شدند . قالی هایی ضخیم در کف اتاق پهن می کردند . در این نوع خانه ها حتی حمامهایی در داخل خانه وجود داشت که در انجا خدمتکاران ، اشراف را استحمام می کردند و در کنار حمام ها ، توالت هایی بود که شامل نشیمنگاهی آجری می شد که روی لگن های قابل جابجایی تعبیه شده بود .

بعد از شستشو ، یک خانواده اشرافی عادی ، صبحانه اش را که شامل شراب ، میوه ، نان ادویه دار ، عسل و خرما بود ، می خورد . سپس مرد خانواده برای کار نزد فرعون به دربار می رفت .  این افراد مهم ترین و قدرتمند ترین کارگزاران فرعون بودند . برای مثال کارگزاری که عنوان " چشم و گوش پادشاه " را داشت ، مسئول بازجویی ها و پرس وجو های محرمانه برای فرعون بود . بعضی از این افراد به وزیر در انجام وظایف متعددش کمک می کردند . برای مثال ، یکی از اشراف ممکن بود در سفری همراه با وزیر برای بازدید یکی از ایالت ها برود یا به وزیر در نقش قاضی اعظم خدمت کند .

جامعه مصر باستان مرد سالار بود . اما وضع زنان ، به خصوص زنان متمول ، در مصر بهتر از زنان در سایر جوامع باستانی یا حتی بعضی کشورهای امروزی بود . آنها نمی توانستند مناصب دولتی داشته باشند و نفوذ سیاسی ناچیزی داشتند ، اما گاهی زنی صاحب شان می توانست در غیاب همسرش در کارهای حکومتی یا اداره یکی از ایالات کشور کمک کند .

زن مصری می توانست صاحب ملک و دارایی باشد و غالبا زمین های با ارزشی جزء جهیزیه ازدواجش بود ، ازدواجی که تقریبا همیشه توسط والدین عروس و داماد ترتیب داده می شد . گرچه شوهر می توانست این زمین ها را اداره کند ، ولی زن حق داشت وصیت کند و ملک و دارایی اش را برای هر که خواست ارث بگذارد . زن مصری می توانست درخواست طلاق کند و معمولا ثلث دارایی های بعد از ازدواج زوجین ، به او تعلق می گرفت . بعد از طلاق نیز دارایی  خودش را پس می گرفت و حق سرپرستی فرزندان را نیز داشت .

 

 

 

 

 

پس از پایان یافتن کار روزانه ، اشراف معمولا به خانه بازمی گشتند تا برای میزبانی یا رفتن به مهمانی آماده شوند . خانم ها لباس بلند و تنگ و مردان ، دامن مردانه می پوشیدند . لباس ها و دامن ها اگر چه شبیه به مدل البسه طبقات پائین تر بود ، اما از پارچه های ظریف تر تهیه می شد و با رشته هایی از طلا روی انها نقش هایی دوخته می شد . آرایش چشم زنان و مردان مشابه هم و بسیار غلیظ بود و هم زنان و هم مردان کلاه گیس های مشکی داشتند . همگی بهترین جواهراتشان را می اویختند . هر خانم یک جعبه ارایش به همراه داشت که حاوی شانه ها ، روغن ها ، قاشق های پماد ، زغال سیاه و مالاکیت سبز برای آرایش چشم ها و آینه های مسی یا نقره ای صیقل داده شده بود . خدمتکاران برای مهمانان گوشت گاو ، بز ، غاز ، لوبیا ، نخود ، انگور ، خرما ، نان و شیرینی می آوردند . زنان و مردان مطابق رسوم جداگانه می نشستند . آنها با دست غذا می خوردند و همراه غذایشان شراب می نوشیدند . سپس می نشستند و به تماشای کارهای تر دستان ، نوازندگان ، حرکات آکرباتی و دختران رقصنده می پرداختند . یک ترانه قدیمی نظر یک مصری متمول را نسبت به زندگی چنین توصیف می کند :

تا وقتی زنده هستی ، به دنبال خواسته های قلبت باش ...

شیون کردن هیچ کس را از دردسر رها نمی سازد ...

استراحتی بکن،

کسل ودلسرد نباش

هیچ یک از ان هایی که این زندگی را ترک گفته اند ، دوباره باز نخواهند گشت .


Write by : Meraj Marjani  برگرفته از کتاب " فراعنه مصر " اثر برندا اسمیت 

 

برداشت مطالب تنها با ذکر منبع مجاز می باشد. 

لطفا مطالب را بدون ذکر منبع کپی نکنید

اشتراک و ارسال مطلب به:

قالب وب